وصل او خواب خوشی بود که می دیدم دوش

وصل او خواب خوشی بود که می دیدم دوش

مرغ شب لال شوی!! بانگ تو بیدارم کرد..
دیدگاه ها (۱)

جنگ رمضان

هَنوز منتظرموسط یک شبِ بارانیکه از شدت تب عَرق کرده‌امبیدارم...

دژاوو:یعنی مثل حالی که من یک صحنه رو خواب دیدم بعد اون صحنه ...

به جان خودم خواب دیدم منو جونگکوک و تهیونگ و نامجون تو ماشین...

تمام شببا تبریبر اندوه من می‌کوفتخواب اما آمد وسنگ‌های خونین...

•قبل اذان صبح بود.با حالت عجیبیاز خواب پرید و گفت:حاجی خواب ...

دیدم که چه ها بر تو گذشت...🥺سلام بچه‌ها، روزتون به کام، دلتو...

کاش چون برگ خزان رقص ِمرا ، ، نیمه شب ماه تَماشا می کرد ، ، ...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

من به بالش و پتوی تو حسادت می‌کنم چون اونها هر شب می‌توانند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط