{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

•

•

قبل اذان صبح بود.
با حالت عجیبی
از خواب پرید و گفت:
حاجی خواب دیدم.
قاصدِ امام‌حسین(عليه‌السلام)بود.
بهم گفت:
آقا سلام رساندند و فرمودند:
به زودی به دیدارت خواهم آمد و
یه نامه از طرف آقا به من داد
که توش نوشته بود:
چرا این روزها کمتر
"زیارت‌عاشورا" می‌خوانی؟
همینطور که داشت حرف میزد
گریه می کرد و صورتش
شده بود خیسِ "أَشْک"!
دیگه تو حال خودش نبود.
چند شب بعد"شهید"شد.
آقا به عهدش وفا کرد...

#شهیدمحمدباقرمؤمنی‌راد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

( last minute )

#pain#P¹⁰⁹#Season²برای تهیونگ سوال شد که چرا صورتش رو نکشیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط