کوتوله دوست داشتنی من پارت 7

ویو نویسنده 🪄

کوک همه ماجرای اشنایش با تهیونگ و اشنای الانش با این سه کوتوله خلاصه کل ماجراشو تعریف کرد.

پسرا هم دیگه ترسشون ریخته بود و وقتی فهمیدن اینا جفتشونن با شیطنت نگاشون می کردن.

نامی: پس که اینطور وقتی ماه کامل بشه بزرگ میشن 😈.

کوک: نچ اشتباهه وقتی عاشقشون بشین بعد توی ماه کامل بزرگ میشن 🤭.

شوگا: واووو یعنی این فسقلی جفت منه؟ (با انگشتش جیمینو نشون داد) 😈.

جیمین: هعیی من فسقلی نیستم بعدشم منو اینجوری نگاه نکن 😠

هوپی: ولی من فکر نکنم عاشق این فسقلی بشم 😁.

نامی و شوگا: ما هم 😄.

با این حرف اون سه کوتوله بغض کردن چشاشون پر شدن 🥺😭.

شوگا: هعییی چرا گریه می کنین ما که چیزی نگفتیم؟ 🫤.

کوک: هعیی خب اگه شما عاشق اینا نشین خب اینا میمیرن 🥺.

هر سه شون باهم: چییی😳

نامی: جدی! واییی پس ما چکار کنیم 😢.

کوک: شما لازم نیست کاری کنین با مرور زمان بهشون وابسته میشین و کم کم عاشقشون میشین 😁.

شوگا: یک کلمه از مادر عروس 🤣.

کوک بالشو برداشت زد تو سر شوگا

شوگا: هعیی تو حق نداری هیونگتو بزنی به بزرگترت احترام بزار بچه 😡.

کوک: باشه بابا تیکه ننداز تا منم نزنمت 😜.

نامی: بسه دیگه، تو اسمت جین بود مگه نه (روبه جین) 😊.

جین: اهومم 🙂.

نامی: خب تو می تونی تو عمارت من بدون اینکه قایم بشی زندگی کنی و هرچی خواستی من بهت می دم ☺️.

جین که ذوق مرگ شده بود از رو میز پرید تو بغل نامجون، نامجون هم با دوتا انگشت زد پشتش (ایجونممم نامجینم😭)

کوک: اووو نامجون هیونگ چه زود اقدام کرد 😁.

شوگا: خب منم جیمینو قبول می کنم به شرطی وقتی خوابم مزاحمم نشه 🙃.

جیمین هم از ذوق پرید تو بغل شوگا (اینم یونمینم 🥺)

هوپی: منم جیهونو می پذیرم ☺️.

جیهون هم از سر ذوق پرید تو بغل هوپی (اخییی یونهوپم 🥹)

کوک: هعیی قبول نیست ته منم بغل می خوام 🥺.

ته به قیافه کیوت کوک خندید و پرید تو بغلش (عیجونم تهکوکم 🤭😭)

(چقدر بغل تو بغل شد 🤣)

همه انگار به این بغل احتیاج داشتن یه حس آرامشی به همشون دست می داد.

ده دقیقه بعد ⌚.

کوک: خب بریم شام بخوریم 😊

همه تایید کردن خلاصه شامشونو خوردن یه فیلم انتخاب کردن برقا رو خاموش کردن
تا فیلم هیجانی تر بشه ، وسطای فیلم یهو ترسناک شد کوتوله ها جیغ زدن و پریدن تو بغل الفاها ، پسرا از کیوتی کوتوله ها خندیدن

فیلم تموم شد.

نامی: کوک من یه فکری دارم چطوره همه مون تویه عمارت زندگی کنیم اینجوری بیشتر حال میده تنها هم دیگه نیستیم بعدشم عمارت تو خیلی بزرگه و خیلی اتاق داره نظرت چیه؟ 😊.

کوک: من که مشکلی ندارم اینجوری تهیونگ هم تنها نیست 🙂.

شوگا، هوپی: ما هم مشکلی نداریم 🙃.

ته: ماهم موافقیم ☺️.

کوک: پس اینجا دیگه عمارت همه مونه 🤭.

جیمین: یس ارهه 🥹.

شوگا: اخیی ذوقشو جوجه کوچولو (لپ جیمینو کشید) 😁.

جیمین: هعیی ایی لپمو نکش، پیشی بد بوی 😠.

شوگا: کجایه من شبیه پیشیه؟ 😤.

جیمین: خندیدنای لثه ایت، خوابیدنای بیش از حدت، بازم بگم یا کافیه؟ 🤭.

شوگا: هعیی 😠.

و بله اون شب با کل، کل جیمین و شوگا و خنده ی اعضا تموم شد و هر کدوم با کوتوله هاشون رفتن یه اتاق و به اغوش تخت پناه بردن😴









ادامه داردـ.....

خب چطور بود؟

بای تا پارت بعد 🖐🏻

دوستون دارم شبتون زیبا 💖
دیدگاه ها (۹)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟥𝟤اخرین پارت اسمااااتتت، ببخشید بابت ...

پارت۳

### سناریو BTS | وقتی تحریک شدن ولی تو هنوز نگفتی پریودی 🫣❤️...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

سناریو bts(وقتی کنارشون می‌خوابی و کیوت بغل شون می‌کنی)«نامج...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

* جین: اما برای من قضیه کاملاً برعکسه. وقتی به اینجا اومدم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط