ویران کن و بگذار که ویرانه بماند

ویران کن و بگذار که ویرانه بماند
از قصه‌ی تو غصه‌ی جانانه بماند!


از روی سرم رد شو و نگذار پس از تو
جز خاطره‌ی موی تو بر شانه بماند!


از پشت همین پنجره‌ی بسته گذر کن
تا عطر قدم های تو در خانه بماند!


حیرانی محض است نصیب همه مرغان
تا گوشه‌ی لب‌های تو این دانه بماند!


آنسوی زمین خنده به لب‌های تو آمد
باعث شده این‌سو گل و گلخانه بماند


با یاد تو عشق است که این شاعر مجنون
دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانه بماند...

#حمید_عرب_عامری
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

عاشقانه های شبنم

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

عاشقانه های شبنم

جاده بی راهه

رمان انتقام ازدواج کامل

تصادف با ماشین باجی.

**پارت ۲۵**صدای لرزانِ یونا پشتِ درِ اتاق پیچید، اما جونگکوک...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

مهمه کپشن اس مگه نه😂🎀عروسک من😈🔞پارت چهاردهم اروم لبامو م.ک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط