{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌷چند ماه بعداز پیروزی انقلاب، خواب دیده بود امام آمده و م

🌷چند ماه بعداز پیروزی انقلاب، خواب دیده بود امام آمده و می‌گوید: "خیلی خوب است پاسدار بشوی" به خوابش اعتنا نکرد چندروز بعد دوباره همان خواب را دید‌. با خودش گفت: وقتی امام می‌گوید حتمأ تکلیف است‌. این شد که وارد سپاه شد.

✍روایت : ششم

📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوج‌بندگی "سردار شهید نورعلی شوشتری"

#ایران

#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🌹
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

میداد بعدازظهرها از پادگان خارج شوند.✍روایت: سی‌و چهارم 📖 کت...

🌷می‌گفت: زمان جنگ بعضی‌ها خیلی چیزها را نادیده گرفتند تا به ...

علمی به روزترین و بهترین ایده ها و نظریه ها را در دانشگاهبیا...

🌷نماز شبش را خیلی آرام می‌خواند، اما نماز صبحش را بلند می‌خ...

🌷 بار اول که رفت جبهه، بعداز چهار ماه برگشت. انگار همان تبدي...

🌷بار اولی بود که رفت دیدن .امام می‌گفت: وقتی امام را دیدم ا...

🌷بین شهدا، شهید برونسی را خیلی دوست داشت. می‌گفت: ساده و بدو...

🌷گاهی بچه ها در منطقه از مردم بومی گوسفند میخریدند برای تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط