از شدت درد و ناچاری به نحوی باید به کسی میگفتم اینو واقعا
از شدت درد و ناچاری به نحوی باید به کسی میگفتم اینو واقعا داشتم میترکیدم😓😪
و به بقیه کساییکه مثلا هم سرویسی یا دوسمتن میگم که حالم خوبه ولی مثلا امروز درحال انجام دادن کارا داشتم به اودم ترف میزدم خطاب به اونا و حسمو بهشون میگفتم
و در این حین گریم گرفته بود . واقعا کاش کلاسمو عوض نمیکردم اونا تنها کسای من بودن اون کلاس منظورمه . تو اون کلاس حداقل همه دوسم داشتن ولی اینجا همه با نگاه حقارت بهم نگاه میکنن
چونکه من با پیکمی و اون یه دختر مخبر کلاس حرف زدم🤷🏼♀️💔 چون تنها کسیکه
و به بقیه کساییکه مثلا هم سرویسی یا دوسمتن میگم که حالم خوبه ولی مثلا امروز درحال انجام دادن کارا داشتم به اودم ترف میزدم خطاب به اونا و حسمو بهشون میگفتم
و در این حین گریم گرفته بود . واقعا کاش کلاسمو عوض نمیکردم اونا تنها کسای من بودن اون کلاس منظورمه . تو اون کلاس حداقل همه دوسم داشتن ولی اینجا همه با نگاه حقارت بهم نگاه میکنن
چونکه من با پیکمی و اون یه دختر مخبر کلاس حرف زدم🤷🏼♀️💔 چون تنها کسیکه
- ۱۱۲
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط