با آنکه رفته‌ای و مَرا بُرده‌ای ز یاد ،

با آنکه رفته‌ای و مَرا بُرده‌ای ز یاد ،
میخواهَمَت هنوز و به جان دوست دارمَت
دیدگاه ها (۰)

گیرم که بر هرحال مرا برده‌ای از یاد یک لحظه دلت تنگ نشد خانه...

ای غایب از نظر، به خدا می‌سپارمتجانم بسوختی و به جان دوست دا...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

آرام جانــم..! دوسـت داشـتنت قشنگ عشـقت پر از امنیت و خواسـت...

تو آمدی ز دورها و دورهاز سرزمین عطرها و نورهانشانده‌ای مرا ک...

ای نفـس هایت همه دنیای مـن        درتپش های دلـت نجـوای مـن ...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

ز کدوم مسیر می گذری ای دوست🦧

میکنی آخر مرا درگیر بیماری قند؛جان هرکس دوست داری انقدر شیری...

لا حياة‌ لِقلبي‌ اِلا بِذِکرِك، ياحسين پنداشتم که مهرِ تو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط