{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوف پاره شدم دوساعت اینو اونور میکنم اونو اینور پوفف😂🤧

هوف پاره شدم دوساعت اینو اونور میکنم اونو اینور پوفف😂🤧

لایک نکنی شب میام تو خوابت👻😂

پارت¹ فصل²

فیک: ℐ'𝓂 𝓃ℴ𝓉 𝒶 𝓉ℎ𝒾ℯ𝒻
من دزد نیستم

فیلیکس: عههه

جونگ یو وو : بگیرش

ناشناس: تفنگو میگه

فیلیکس: گرفتمش

جونگ یو وو: بریم

فیلیکس: بریممم

ناشناس: تفنگ و میگیره سر ( تو بانک)

کارمند

فیلیکس: بندا هر چی هس

کارمند: بت نمیخوره

فیلیکس: چی؟

کارمند: ددزدد ببباشیی

فیلیکس: فوضول نباش بدو

جونگ یو وو: نمیریزی؟باشه این بمب ساعتی بعد یه ساعت میترکه

ایو: هو نمیشنویییی

جونگ یو وو: الحق که نامزد خدمی

ایو: خدتو لوس نکن الان وقت اینکارا نی مین هیون بیرون منتظره

جونگ یو وو: خیلی خب بندا بیرون

ناشناس: آیو میره یقه زنه رو میگیره

ایو: میریزی بیرون یا ن؟

کارمند: ببااشهه

فیلیکس: جم کن

ایو و یو وو: باشهه

فیلیکس: ببین این میکروفون دستت باشه

ناشناس: فیلیکس بمب و میبنده رو یکی عز کارمندا

کارمند: چیکا میکنیی

فیلیکس: اگه بفهمم به پلیسا گفتی اینجارو میبرم هوا

کارمند: بباشهه خییلی خبب

فیلیکس: ببین اگ بچه خوبی باشی بمب غیر فعال میکنم اگه ک ن پوم

کارمند: بباشهه

فیلیکس: میبینی زندگیت دست منع

جونگ یو وو: ایو باورت میشه همون پسر ترسوعه😂

فیلیکس: عهه

ایو: عاره باو این همون بچه خودمونه

ناشناس: پولارو زدن رفتن سوار شدن تو ماشین

جونگ یو وو: گاز بده مین هیون

مین هیون: باششههه

ناشناس: پاشو رو پدال گاز فشار میده

من : پومممممممممممم🤣

فیلیکس: بترکونم حال میده ها

جونگ یو وو: ن قل دادی خونساش کن

فیلیکس: پوف باشه

ایو: یکمی بیرحمی تو وجودت حس کردن فیلیکس

فیلیکس: واقعا🤣🤣

ایو: باور نمیکنم دو سال گذشته چقد زود😂😕

جونگ یو وو: قل میدم به فیلیکس کمک کنم انتقامشو بگیرو من تو باهم بریم خارج از کشور یه جشن عروسی قشنگ بگیریم

فیلیکس: مرسی

جونگ یو وو: برسی

من: کاش میشد تو مجازی هم عدا در اورد وِوِوِ

گو وون: هیفف دیه نتونستم سال قبل پیداش کنم پ الانم نمیتونم پیداش کنم

سوجون: خیلی برات مهمه

گو وون: مهمه به اندازیی که تو لیا رو دوس داری

سوجون: همچی میگذره توعم فیلیکس و پیدا میکنی

ناشناس: گو وون از جاش پرید و گف

گو وون:میگم

سوجون: بگو

گو وون: نکنه مرده باشع

سوجون: ن باو با پاهای خدش رفته بمیره؟😂

گو وون: بش حداقل نخند

سوجون:بش

گو وون: میگم

سوجون: بگووو دِ

گو وون: ینی

سوجون: خب؟

گو وون: الان چیکار میکنه چ شکلیه

سوجون: حتما الان داره دنبال پدرش میگرده

گو وون: شاید

سوجون: میگم شاید رفته استرالیا

گو وون: شاید

ناشناس: سوجون بلند شد تلویزیون رو روشن کرد زد کانال خبر

خبرنگاره: امروز از فلان فلان جا دزدی شده این دوربینا نشون میدن چ کسایی دزدیده شدن

من: بمیرمم خبرنگار نمشم
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۰

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

پارت۳

^.The Law of Violence.^

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

پارت ۵۰ در کاملاً باز شد.مردی که در فیلم دیده بودند، آرام وا...

ادامهp58 قسمت2حدود یک ساعت از اومدن جی‌یون به کلاب گذشته بود...

LESSON

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط