{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب قدر سال گذشته، توی هیئت اعلام کردن به یک نفر نیاز هست

شب قدر سال گذشته، توی هیئت اعلام کردن به یک نفر نیاز هست که بچه‌های کوچیک رو، از دم ورودی مراسم ببره تا مهدکودک هیئت.
همه گفتیم: ما می‌خوایم قرآن سر بگیریم و قبول نکردیم.
اما آرمان تا شنید قبول کرد و کل شب احیا، فقط دم در وایساده بود و بچه‌هارو تا مهدکودک می‌برد.
راه‌های عاقبت‌بخیری زیادن
شهید اگر می‌خوای بشی،باید شهیدانه زندگی کنی.

#شهید_آرمان_علی_وردی
دیدگاه ها (۰)

انسان ممکن به خطا هست. ولی خدایی بعضی جا ها.رعایت کنید

پارت ۹: پشتِ درِ بستهنامجون با آرامش در رو پشت سرش بست و قفل...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p44پرده زیر دستش کمی تکون خورد.صدای خیلی ...

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

پارت بیست‌وسوم: طنینِ ابدی 💍 (پایان)[ظهر — گوشه‌ی آرام گالری...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

خوشگل پسرا خودشونو معرفی کردن❤️🎀🦊: بچه‌ها، تا حالا ویدیوهای ...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط