{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان✍✍

داستان✍✍

روزی امیرالمومنین علی (ع) در راهی میگذشت ،یک نفر یهودی که از یهودیان خیبر بود با ایشان همراه شد به دره ای که آب زیادی در آن جمع شده بود رسیدند یهودی فورا پارچه ای را به خود پیچید و روی آب به راه افتاد مقداری که رفت علی(ع) را صدا زد و گفت : اگر آنچه که من میدانم تو میدانستی میتوانستی مانند من از آب عبور کنی
مولایم علی(ع) به او گفتند:
اندکی توقف کن ، سپس به آب اشاره فرمود ، آب منجمد گردید و به روی آن به راه افتاد
یهودی پس از این صحنه خودرا بر روی قدم های علی(ع) انداخت و عرض کرد:
ای جوانمرد!!!
چه چیزی گفتی که آب را به سنگ تبدیل کردی ؟؟
امیرالمومنین (ع) فرمودند: تو چه چیزی گفتی که از آب گذر کردی؟
شخص یهودی گفت :من خدارا به اسم اعظم او که جانشین محمد(ص) است را خواندم
سپس حضرت علی (ع) فرمودند : من خود، جانشین محمد(ص) هستم
یهودی به حقانیت آن حضرت اعتراف کرد و مسلمان شد.
مشارق الانوار۱۷۲
جهت فرج حضرت مهدی(عج)

فقط حیــــدر امیـرالمومنین است

خدا...نان شبم رایاعلی کن
همه تاب و تبم رایاعلی کن

در این دنیا وفردای قیامت
بیا ذکر لبم را یا علی کن

اگر بی اعتبارم دوست دارم
بپایت سرگذارم دوست دارم

که ایوان طلا باشم بگویم
علی را دوست دارم دوست دارم

همین که نوکرم الحمد لله
گدای این درم الحمد لله

همینکه با تمام روسیاهی
محب حیدرم الحمدلله
دیدگاه ها (۱۱)

السلام علی المهدی عج

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

﷽سرقبر آیت الله بهجت داشتیم فاتحه ای میخواندیم که مردی آمد ک...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

بسم الله الرحمن الرحیم فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْم...

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع) بخش دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط