باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام
شمس من کی می رسد؟ من راه را گم کرده ام

طره از پیشانی ات بردار ای خورشیدکم!
در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام

در میان مردمان دنبال آدم گشته ام
در میان کوه سوزن کاه را گم کرده ام

زندگی بی عشق شطرنجی ست در خورد شکست
در صف مشتی پیاده شاه را گم کرده ام

خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم
حال می بینم که حتی چاه را گم کرده ام

زندگی آنقدر هم درهم نبود و من فقط
سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام…




عاقبت فصل زمستان به سر آید روزی
باز هم گل دهد این باغ ثمر نزدیک است

قطره چون رود شود راه به جایی ببرد
به دعای فرج جمع اثر نزدیک است.....

الهم عجل لولیک الفرج.....
دیدگاه ها (۱)

نمیبخشمت p.22

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۴جونگکوک سردرگم بر...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهمقدمه﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«نازنین»و «رومن» زمانی زو...

باز هـــم تسبیـــح بســـم اللـــه را گــــم کرده امشمس من کی...

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من راه ...

باز هم تسبیح بسم اله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من راه ر...

باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌امشمس من کی می‌رسد؟ من راه ...

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من راه ...

* باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌ام شمس من کی می‌رسد؟ من ر...

باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌امشمس من کی می‌رسد؟ من راه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط