{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل به یغما می بری نا مهربان آهسته تَر

دل به یغما می بری نا مهربان آهسته تَر
همسفر چون می شوی با کاروان آهسته تَر

ای تو رویایی ترین تصویر قاب زندگی
خواب را بر هم زدی روح و روان آهسته تَر

کفتر جلدی ولی تند و شتابان می روی
گرد این بام آمدی تو بی گمان آهسته تر

هر جوانه در تنم خشکیده مویم شد سپید
سر رسیده عاشقی ها با زمان آهسته تَر

تلخی حرف و کلامت نیش عقرب می زند
یا سیاست پیشه کن یا با زبان آهسته تَر

پیر کنعانت منم عشق و صبوری کرده ام

داغ این سینه نیفزا ای جوان آهسته تَر

آنقدر از تو نوشتم شهره ی مردم شدی

شعر من هم آشنا در این میان آهسته تر
دیدگاه ها (۲۰)

بیتا جان باقلبی پرازمهر تولدت رو تبریک میگم ازخدا بهترین هار...

قایقی شکسته ام قدری مرمت کن مرا خسته از نامردمی قدری محبت کن...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

شدم تقویم بی برگی که گم کرده بهارش راکه چشمانت رقم زد با خزا...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت پنجم: همسفر با کاروان :أَظَنَنْت...

راز خون پارت هفتم

یابن الحسن،آقا بیا بحقّ عباس....

همینکه سمت نگاهش به قتلگاه افتاددلش شکست و دوباره به آه آه ا...

Death and Balm:۳مرگ و مرهممن؟ من ابلیسم… همان لوسیفرِ مغضوب....

ک.د.آزاد شاعر بانه‌ای

معظمه جهانشاهی

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم : که علیه بشریت رخ داده است ...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

شب است و ماه می رقصد ستاره نقره می پاشدنسیم پونه و عطر شقایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط