گُفت:میشناسیش؟؟!!

گُفت:میشناسیش؟؟!!
صَدتا #خاطِره اُمد جِلو چِشمَم
یه #لَبخَند زَدم
گُفتَم #نه کیه؟؟!...(:
دیدگاه ها (۲)

هعیییی یدقه کل خاطراتم با اون دوستام امد جلو چشمم

‏یه سری امتحان داشتم خواب موندم زنگ زدم به استاد گفتم ببخشید...

بابابزرگم از یه بنده خدایی دلخور بود یهو وسط حرفاش گفت من دی...

جئون نامرا

اتنا

اتنا

اتنا

اتنا

اتنا

اتنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط