{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یک حس غریبی

تو یک حس غریبی
تو یک رنج عجیبی

تو یک همدم و هم یار، تو یک ماه ده وچار،،،
من آن عاشق دل زار
من آن مونس وغمخوار
من آن خسته زاغیار
من آن طوطی شکر شکن هندوی دلدار،
که دل بسته به آن زلفو قدو قامت طرار
من آن عابد و شاهد که نظر کرده به چشمان تو جرار

بیا دلبر ودلدار
بیا محرم اسرار
بیا ماه شب تار

، بزن چنگ برآن پرده که پوشانده ات از این همه اغیار.
بیفشان همه آژنگ از آن چشم سیاهت،
که بسوزد، که بسوزاند -وآتش زند،همه چشمان سیاهی که نگه کرده به چشمان سیاهت
دیدگاه ها (۱)

قایقتاڹ شڪست؟ پارویتاڹ را آب برد؟ تورتاڹ پاره شد؟ صیدتان دوب...

خداوندا... همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...ق...

شجاع ترین آدمها کیا هستند ؟معلم به بچه ها گفت : " تو یه کاغذ...

مََِِّیََِِّگََِِّوََِِّیََِِّمََِِّ بََِِّرََِِّوََِِّ…ََِّ...

خون کرده دلم را غَمِ چَشمانِ سیاهتبی خوابم و دلداده ی ...

بر سرت یک شاخه گل خواهم زد از جنس وفاسرنوشتی سبز میخواهم برا...

...معجزه یعنی تو باشی و من یک نو بهارآبی ‌دریای چشمت مستی و...

عصر یک جمعه دلگیر  دلم گفت بگویم بنویسمکه چرا عشق به انسان ن...

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ماسرمه کش چشمان ما ای چشم...

چند پارتی جیمین پارت اول عنوان: سایه‌ی ماه✨مهتاب آرام روی ش...

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

محمد شیرین زاده شاعر مشهدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط