{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خون کرده دلم را غَمِ چَشمانِ سیاهت

خون کرده دلم را غَمِ چَشمانِ سیاهت
بی خوابم و دلداده ی آن چهره ی ماهت
قلبم شده تسخیرِ تو از سِحرِ دو چشمت
جادو شده ام از تو و آن طرزِ نگاهت
بنشین نفسی، بوسه زَنَم بر لَبت ای ماه
اِحیا بشود روحِ من از شُعله ی آهت
چون ماه بر این برکه نظر میکنی هرشب
قویِ دلِ من مانده فقط چشم به راهت
در بَندِ پریشانی و حیرانیِ خویشم
پا بند ، به دیوانه گیِ گاه به گاهت
گُم کرده دلم قبله ی خود را سَرِ کویَت
نفرین به من و ، این دلِ اُفتاده به چاهت
ای کاش که سامان بدهم حالِ خودم را
در مکتبِ عشقت شده این عمر تباهت
@_mhmd._.yz
دیدگاه ها (۴)

از بُرون خسته ی یاریمو درون رسته ی یارلاجرم مست و طربناکو قو...

درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمندمعنی کور شدن را گره‌ها می‌ف...

https://harfeto.timefriend.net/16231862534790

لای،کامنت،فالوو،،یادت نررع✌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط