تاریخ کوتاه ایران و جهان-908
تاریخ کوتاه ایران و جهان-908
__________________________
میان روش گروه «عایشه ، طلحه و زبیر» و روش «معاویه» ، برای برکنار کردن «علی ابن ابیطالب» از فرمانروائی (خلافت) ؛ یک ناهمانندی (تفاوت) دیده میشد : «عایشه ، طلحه و زبیر» ، خواستار برپا شدن یک هماندیشاد (شورا) ، و برگزیده شدن یک فرمانروای (خلیفهٔ) دیگر ، از سوی این هماندیشاد (شورا) بودند ؛ ولی «معاویه» که باور داشت کارکرد (نقش) «علی» در کشته شدن «عثمان» ، فرجا (مهم) بوده است ؛ خواستار شناسائی شدن کشندهء (قاتل) عثمان ، و «کیفربمانند» (قصاص) شدن کشنده (قاتل) شد.
به هر روی (به هر صورت) ، «علی» نامهای به «معاویه» نوشت ، و در آن ، به او هشدار داد که اگر خواستهٔ بیشینهء (اکثریت) مردم را نادیده بگیرد ، و از همپیمان شدن (بیعت کردن) با فرمانروا (خلیفه) سرپیچی کند ، با او پیکار خواهد کرد ؛ ولی «معاویه» ، برای اینکه خود را آمادهء نبرد با «علی» بکند ، با دیرکردی (تاخیری) رونهیدنی (قابل توجه) ، به این نامهء «علی» ، چنین پاسخ داد که : «من فرمانروائی (خلافت) تو را میپذیرم ، به این اگری (شرط) که من ، فرمانروای (خلیفهء) خودگردان (مستقل) "شام و مصر و لیبی" باشم».
«معاویه» با پذیرفته نشدن این درخواستش از سوی «علی» ، نامهٔ آغاز جنگ و درخواست «کیفربمانند» (قصاص) شدن کشندهء (قاتل) «عثمان» ، را بدست «علی» رساند.
از روز 24 ماه می سال 657 ز. {زادروزی}(میلادی) ، درگیریهای کوچکی میان (بین) سپاه علی و سپاه معاویه آغاز شد ؛ تا اینکه برای به انجام رساندن سازگاریجوئی (مذاکره) ، از نخستین روز سال 37 عربی (هجری قمری) ، که برابر بود با 22 ماه ژوئن سال 657 زادروزی (میلادی) ، یک ماه آتشبس آغاز شد ؛ ولی با نرسیدن دو سو (دو طرف) به سازگاری (توافق) ، در پایان این یک ماه ، که برابر بود با 22 ماه جولای سال 657 زادروزی (میلادی) ، در جائی بنام «صفین» ، جنگ آغاز شد.
پس از گذشت هشت روز از آغاز «جنگ صفین» ، در شبی که هر دو سو (دو طرف) باور آورده بودند که درپگاه (صبح) ، «علی» پیروز خواهد شد ؛ «عمرو عاص» به «معاویه» پیشنهاد کرد که قرآنها را بر بالای نیزهها ببندند ، و سپس این نیزهها را بلند کنند ، تا در سپاه «علی» ، چنددستگی پدید آید . «معاویه» هم که از بودن (وجود) زمینههای چنددستگی در سپاه «علی» آگاه بود ، این پیشنهاد را به کنش (اجرا) درآورد ؛ و در پیامد (و در نتیجه) این کار ، پیرامون (حدود) نیمی از سپاهیان «علی» گفتند که ما بیش از این ، مبارزه نمیکنیم ، چون این جنگ ، جنگ با قرآن است.
«علی» گرچه میدانست که این رفتار «معاویه» ، یک نیرنگ بوده است ؛ پذیرفت که آتشبس شود ، تا میان علی و معاویه ، داوری (حکمیت) شود . دو سپاه پذیرفتند که علی و معاویه ، هرکدام یک نماینده را برگزینند (انتخاب کنند) ؛ و این دو نماینده ، داوری (حکمیت) کنند که فرمانروای (خلیفهء) سپسین (بعدی) ، چه کسی باید باشد . مردم «شام» ، «عمرو عاص» {فرماندار مصر و لیبی} را بهسرنام (به عنوان) داور (حکم) خود ، برگزیدند ؛ و لشکریان علی نیز ، ناهمسو با (بر خلاف) نگرهء (رای) «علی» ، کسی (شخصی) بنام «ابو موسی» ، که آدمی نابخرد بود را ، بهسرنام (به عنوان) داور (حکم) خود برگزیدند . «عمرو عاص» و «ابو موسی» پس از بازهای (مدتی) سازگاریجوئی کردن (مذاکره کردن) ، راهگزینی کردند (تصمیم گرفتند) که معاویه و علی ، هردو برکنار (عزل) شوند ، و فرمانروای (خلیفهء) تازهای ، از سوی «هماندیشاد (شورای) ریشسفیدان» برگزیده شود ؛ ولی این هماندیشاد (شورا) برگزار نشد ؛ ولی آتشبس ، همچنان پابرجا ماند ؛ و در مرزها هم ، دگرشی (تغییری) پدید نیامد ، و فرمانروائی (خلافت) ، همچنان در دست «علی» ماند.
در نیمهء دست چپ کارنگارهء (نقشهء) این فرسته (پست) ، چند نادرستی (اشتباه) زیر هست : پیشروی عربها در آفریقا ، کمی کمتر از چیزی است که در این کارنگاره (نقشه) ، نشان داده شده است . همچنین ، باختریترین (غربیترین) بخش قلمروی «امپراتوری چین» ، نشان داده نشده است ؛ و همچنین ، کاهش یافتن قلمروی «پادشاهی آکسوم» ، که در سال 651 زادروزی (میلادی) رخ داده بوده است ، نشان داده نشده است . کارنگارهء (نقشهء) درست در نشانی زیر ، بدست داده شده است:
https://m.wisgoon.com/pin/32086483
پژوهشپایهها (منابع تحقیق):
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Siffin
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Nahrawan
__________________________
میان روش گروه «عایشه ، طلحه و زبیر» و روش «معاویه» ، برای برکنار کردن «علی ابن ابیطالب» از فرمانروائی (خلافت) ؛ یک ناهمانندی (تفاوت) دیده میشد : «عایشه ، طلحه و زبیر» ، خواستار برپا شدن یک هماندیشاد (شورا) ، و برگزیده شدن یک فرمانروای (خلیفهٔ) دیگر ، از سوی این هماندیشاد (شورا) بودند ؛ ولی «معاویه» که باور داشت کارکرد (نقش) «علی» در کشته شدن «عثمان» ، فرجا (مهم) بوده است ؛ خواستار شناسائی شدن کشندهء (قاتل) عثمان ، و «کیفربمانند» (قصاص) شدن کشنده (قاتل) شد.
به هر روی (به هر صورت) ، «علی» نامهای به «معاویه» نوشت ، و در آن ، به او هشدار داد که اگر خواستهٔ بیشینهء (اکثریت) مردم را نادیده بگیرد ، و از همپیمان شدن (بیعت کردن) با فرمانروا (خلیفه) سرپیچی کند ، با او پیکار خواهد کرد ؛ ولی «معاویه» ، برای اینکه خود را آمادهء نبرد با «علی» بکند ، با دیرکردی (تاخیری) رونهیدنی (قابل توجه) ، به این نامهء «علی» ، چنین پاسخ داد که : «من فرمانروائی (خلافت) تو را میپذیرم ، به این اگری (شرط) که من ، فرمانروای (خلیفهء) خودگردان (مستقل) "شام و مصر و لیبی" باشم».
«معاویه» با پذیرفته نشدن این درخواستش از سوی «علی» ، نامهٔ آغاز جنگ و درخواست «کیفربمانند» (قصاص) شدن کشندهء (قاتل) «عثمان» ، را بدست «علی» رساند.
از روز 24 ماه می سال 657 ز. {زادروزی}(میلادی) ، درگیریهای کوچکی میان (بین) سپاه علی و سپاه معاویه آغاز شد ؛ تا اینکه برای به انجام رساندن سازگاریجوئی (مذاکره) ، از نخستین روز سال 37 عربی (هجری قمری) ، که برابر بود با 22 ماه ژوئن سال 657 زادروزی (میلادی) ، یک ماه آتشبس آغاز شد ؛ ولی با نرسیدن دو سو (دو طرف) به سازگاری (توافق) ، در پایان این یک ماه ، که برابر بود با 22 ماه جولای سال 657 زادروزی (میلادی) ، در جائی بنام «صفین» ، جنگ آغاز شد.
پس از گذشت هشت روز از آغاز «جنگ صفین» ، در شبی که هر دو سو (دو طرف) باور آورده بودند که درپگاه (صبح) ، «علی» پیروز خواهد شد ؛ «عمرو عاص» به «معاویه» پیشنهاد کرد که قرآنها را بر بالای نیزهها ببندند ، و سپس این نیزهها را بلند کنند ، تا در سپاه «علی» ، چنددستگی پدید آید . «معاویه» هم که از بودن (وجود) زمینههای چنددستگی در سپاه «علی» آگاه بود ، این پیشنهاد را به کنش (اجرا) درآورد ؛ و در پیامد (و در نتیجه) این کار ، پیرامون (حدود) نیمی از سپاهیان «علی» گفتند که ما بیش از این ، مبارزه نمیکنیم ، چون این جنگ ، جنگ با قرآن است.
«علی» گرچه میدانست که این رفتار «معاویه» ، یک نیرنگ بوده است ؛ پذیرفت که آتشبس شود ، تا میان علی و معاویه ، داوری (حکمیت) شود . دو سپاه پذیرفتند که علی و معاویه ، هرکدام یک نماینده را برگزینند (انتخاب کنند) ؛ و این دو نماینده ، داوری (حکمیت) کنند که فرمانروای (خلیفهء) سپسین (بعدی) ، چه کسی باید باشد . مردم «شام» ، «عمرو عاص» {فرماندار مصر و لیبی} را بهسرنام (به عنوان) داور (حکم) خود ، برگزیدند ؛ و لشکریان علی نیز ، ناهمسو با (بر خلاف) نگرهء (رای) «علی» ، کسی (شخصی) بنام «ابو موسی» ، که آدمی نابخرد بود را ، بهسرنام (به عنوان) داور (حکم) خود برگزیدند . «عمرو عاص» و «ابو موسی» پس از بازهای (مدتی) سازگاریجوئی کردن (مذاکره کردن) ، راهگزینی کردند (تصمیم گرفتند) که معاویه و علی ، هردو برکنار (عزل) شوند ، و فرمانروای (خلیفهء) تازهای ، از سوی «هماندیشاد (شورای) ریشسفیدان» برگزیده شود ؛ ولی این هماندیشاد (شورا) برگزار نشد ؛ ولی آتشبس ، همچنان پابرجا ماند ؛ و در مرزها هم ، دگرشی (تغییری) پدید نیامد ، و فرمانروائی (خلافت) ، همچنان در دست «علی» ماند.
در نیمهء دست چپ کارنگارهء (نقشهء) این فرسته (پست) ، چند نادرستی (اشتباه) زیر هست : پیشروی عربها در آفریقا ، کمی کمتر از چیزی است که در این کارنگاره (نقشه) ، نشان داده شده است . همچنین ، باختریترین (غربیترین) بخش قلمروی «امپراتوری چین» ، نشان داده نشده است ؛ و همچنین ، کاهش یافتن قلمروی «پادشاهی آکسوم» ، که در سال 651 زادروزی (میلادی) رخ داده بوده است ، نشان داده نشده است . کارنگارهء (نقشهء) درست در نشانی زیر ، بدست داده شده است:
https://m.wisgoon.com/pin/32086483
پژوهشپایهها (منابع تحقیق):
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Siffin
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Nahrawan
- ۲.۰k
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط