خدایا تو بر هر چیزی قادری...
خدایا تو بر هر چیزی قادری...
خدایا تو هیچ گاه کم نمیآوری...
اگر از تو کمک بخواهم نمیگویی من نمیتوانم!
من که کاره ای نیستم! من که دستم به جایی بند نیست!
تو میگویی، از من کمک بگیر... فقط من هستم که میتوانم...
آنگاه که همه تسلیم میشوند و نمیتوانند، فقط تویی که میتوانی...
کاش میفهمیدیم و باور میکردیم...
خدایا تو یگانه ای
تو بی همتایی... تویی که گناهان ما را میبینی و باز هم میبخشی
میپوشانی چنان که اصلا نبوده اند...
آبرویمان را نمیریزی
نه تنها عیبها را افشا نمیکنی، که خوبیها را میپراکنی...
زیبایی را نمایان میکنی و زشتی ها را میپوشانی
گناهان را میبخشی و راه را برای برگشت به آغوشت همیشه باز میگذاری
خدایا حمد و ستایش مخصوص توست...
ای بهترین...
ای یگانه و بیهمتا
حقا که سبوح و قدوسی
حمدها تماما مخصوص توست...
خدایا چه دلبری برگزیده اند آنان که تو را دوست میدارند...
به به... چه نیکو معشوقی هستی تو...
یا خیر حبیب و محبوب
حقا که هیچ عشقی به پای عشق به تو نمیرسد...
خوشا آنان که در دریای عشقت غرق شدند...
خوشا آنان که با تو انس گرفته اند و تو با آنان انس داری...
یا خیر مونس و انیس
چه همنشینی پیدا کرده اند... آنان که با تو همنشنین اند...
یا خیر صاحب و جلیس
چه هدف و مقصود والایی یافته اند آنان که به دنبال تو میگردند...
یا خیر مقصود و مطلوب
خوشا آنان که تو را میخوانند و تو پاسخشان را میدهی...
یا خیر مجیب و مجاب
خوشا آنان که تو را صدا میکنند و تو صدایشان میکنی...
یا خیر داع و مدعو
خوشا آنان که همواره به یاد تواند و تو همواره به یادشان هستی...
یا خیر ذاکر و مذکور...
خوشا آنان که همیشه تو را شکر میکنند و تو هم در مقابل پاداششان میدهی...
یا خیر شاکر و مشکور...
آه که واله و حیرانت میشوم وقتی مرورت میکنم...
تنها میتوانم بگویم... تو بیهمتایی...
و چه آرامشی دارد وقتی من خود را به تو نسبت میدهم!
و میگویم... خدای من!
خدای من...
رب من... معبود من... اله من...
آه که چه شیرین است پیوستن به تو...
خدای من...
خدایا تو هیچ گاه کم نمیآوری...
اگر از تو کمک بخواهم نمیگویی من نمیتوانم!
من که کاره ای نیستم! من که دستم به جایی بند نیست!
تو میگویی، از من کمک بگیر... فقط من هستم که میتوانم...
آنگاه که همه تسلیم میشوند و نمیتوانند، فقط تویی که میتوانی...
کاش میفهمیدیم و باور میکردیم...
خدایا تو یگانه ای
تو بی همتایی... تویی که گناهان ما را میبینی و باز هم میبخشی
میپوشانی چنان که اصلا نبوده اند...
آبرویمان را نمیریزی
نه تنها عیبها را افشا نمیکنی، که خوبیها را میپراکنی...
زیبایی را نمایان میکنی و زشتی ها را میپوشانی
گناهان را میبخشی و راه را برای برگشت به آغوشت همیشه باز میگذاری
خدایا حمد و ستایش مخصوص توست...
ای بهترین...
ای یگانه و بیهمتا
حقا که سبوح و قدوسی
حمدها تماما مخصوص توست...
خدایا چه دلبری برگزیده اند آنان که تو را دوست میدارند...
به به... چه نیکو معشوقی هستی تو...
یا خیر حبیب و محبوب
حقا که هیچ عشقی به پای عشق به تو نمیرسد...
خوشا آنان که در دریای عشقت غرق شدند...
خوشا آنان که با تو انس گرفته اند و تو با آنان انس داری...
یا خیر مونس و انیس
چه همنشینی پیدا کرده اند... آنان که با تو همنشنین اند...
یا خیر صاحب و جلیس
چه هدف و مقصود والایی یافته اند آنان که به دنبال تو میگردند...
یا خیر مقصود و مطلوب
خوشا آنان که تو را میخوانند و تو پاسخشان را میدهی...
یا خیر مجیب و مجاب
خوشا آنان که تو را صدا میکنند و تو صدایشان میکنی...
یا خیر داع و مدعو
خوشا آنان که همواره به یاد تواند و تو همواره به یادشان هستی...
یا خیر ذاکر و مذکور...
خوشا آنان که همیشه تو را شکر میکنند و تو هم در مقابل پاداششان میدهی...
یا خیر شاکر و مشکور...
آه که واله و حیرانت میشوم وقتی مرورت میکنم...
تنها میتوانم بگویم... تو بیهمتایی...
و چه آرامشی دارد وقتی من خود را به تو نسبت میدهم!
و میگویم... خدای من!
خدای من...
رب من... معبود من... اله من...
آه که چه شیرین است پیوستن به تو...
خدای من...
- ۸۸۴
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط