{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

در آستان مرگ که زندان زندگیست
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم
دیدگاه ها (۱)

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی شوی که ببینی چه می ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

نقاشی استاد شهریارتاهستم ای رفیق، ندانی که کیستم*روزی سراغ و...

نقاشیتاهستم ای رفیق ندانی که کیستم.روزی سراغ وقت من آیی که ن...

تـآ هـسـتَـم ای رِفـیـق نـدآنـی کِـهـ کـیـسـتَـمروزی سـرآغ و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط