سلامممممممم من اومدم با فیک جدیددد لیلیلیلیلیللییلی
معرفی رمان📜🗝
اسم رمان : راز خون🩸
در اعماق جنگلی دورافتاده، عمارتی قدیمی سالهاست در سکوت فرو رفته؛ عمارتی که دیوارهایش رازهایی از گذشته را در خود نگه داشتهاند.
دایانا، دختری جوان، با ورود به این خانه نمیداند که قدم گذاشتن در آن، آغاز اتفاقاتی خواهد بود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
مردی مرموز، یک عمارت اشرافی، پرترههایی از گذشته و رازی که انگار به خود دایانا مربوط میشود...
گاهی بعضی آدمها را برای اولین بار میبینیم،
اما حس میکنیم قرنهاست میشناسیمشان.
و شاید بعضی داستانهای عاشقانه،
خیلی قبلتر از آنکه آغاز شوند، نوشته شده باشند... 🕯️🥀
ژانر:فانتزی | گوتیک | خوناشامی |عاشقانه
شخصیت اصلی دختر:دایانا ، ۲۱ ساله . دایانا ۳ هفته اس که خانه ای چوبی در اعماق جنگل خریده است . همه چیز عادی بود تا اینکه سرنوشتش طی یک شب تغییر کرد .
شخصیت اصلی مرد:کیم تهیونگ (ژوننن) . اشراف زاده ای در عمارتی بزرگ و قدیمی زندگی میکند. با مشخصات دیگش تو داستان آشنا میشید 💃🏻💃🏻
امیدوارم خوشتون بیاد .خودم که خیلی خوشم اومد 🤭 . البته درباره ی عکسش مطمئن نیستم . 😐حس میکنم یجوریه . ولی حالا شما بگید قشنگه من ذوق کنم. لایک ها به ۶ تا برسه دوتا بازنشر ، ۳ تا کامنت(قابل توجه کاربران عزیز به خصوص سرور😂 ، خواهشا یدونه بذار که بقیه هم یه فعالیتی داشته باشن .
مرسی) حداقل یه <<من زنده هستم>> بذارید بفهمم منم فالوور دارم دیگه😭بخدا یه قلب ساده هم تو کامنتا بذارید من خر ذوق میشم .
اسم رمان : راز خون🩸
در اعماق جنگلی دورافتاده، عمارتی قدیمی سالهاست در سکوت فرو رفته؛ عمارتی که دیوارهایش رازهایی از گذشته را در خود نگه داشتهاند.
دایانا، دختری جوان، با ورود به این خانه نمیداند که قدم گذاشتن در آن، آغاز اتفاقاتی خواهد بود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
مردی مرموز، یک عمارت اشرافی، پرترههایی از گذشته و رازی که انگار به خود دایانا مربوط میشود...
گاهی بعضی آدمها را برای اولین بار میبینیم،
اما حس میکنیم قرنهاست میشناسیمشان.
و شاید بعضی داستانهای عاشقانه،
خیلی قبلتر از آنکه آغاز شوند، نوشته شده باشند... 🕯️🥀
ژانر:فانتزی | گوتیک | خوناشامی |عاشقانه
شخصیت اصلی دختر:دایانا ، ۲۱ ساله . دایانا ۳ هفته اس که خانه ای چوبی در اعماق جنگل خریده است . همه چیز عادی بود تا اینکه سرنوشتش طی یک شب تغییر کرد .
شخصیت اصلی مرد:کیم تهیونگ (ژوننن) . اشراف زاده ای در عمارتی بزرگ و قدیمی زندگی میکند. با مشخصات دیگش تو داستان آشنا میشید 💃🏻💃🏻
امیدوارم خوشتون بیاد .خودم که خیلی خوشم اومد 🤭 . البته درباره ی عکسش مطمئن نیستم . 😐حس میکنم یجوریه . ولی حالا شما بگید قشنگه من ذوق کنم. لایک ها به ۶ تا برسه دوتا بازنشر ، ۳ تا کامنت(قابل توجه کاربران عزیز به خصوص سرور😂 ، خواهشا یدونه بذار که بقیه هم یه فعالیتی داشته باشن .
مرسی) حداقل یه <<من زنده هستم>> بذارید بفهمم منم فالوور دارم دیگه😭بخدا یه قلب ساده هم تو کامنتا بذارید من خر ذوق میشم .
- ۷.۸k
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط