{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدو بخون رمان جدیددددددد

بدو بخون رمان جدیددددددد

### 🎬 معرفی‌نامه‌یِ رمان: «آسانسورِ عشق: تلاقیِ تقدیر»

**خلاصه‌ی داستان:**
وقتی قانون با موسیقی تلاقی پیدا می‌کنه، سرنوشت بازی‌هایِ عجیبی درمیاره. همه‌چیز از یه شبِ بارونی و گیر کردن تویِ آسانسور شروع شد؛ جایی که دو غریبه، بدونِ اینکه بدونن زندگیِ هم رو برای همیشه تغییر می‌دن، با هم روبه‌رو شدن. حالا، تهیونگ، برادرِ بزرگ‌تر و وکیلِ موفق، با نقشه‌ای که تویِ سر داره، قراره همه‌چیز رو پیچیده‌تر کنه...

---

#### 👤 شخصیت‌هایِ اصلی:

💎🧚👩🏼‍💻👩🏼‍⚖️

**۱. «ات» (۲۴ ساله) | وکیلِ جوان و باهوش**
او تویِ دادگاه می‌جنگه و هیچ‌کس نمی‌تونه حریفِ استدلال‌هاش بشه، اما تویِ زندگیِ شخصی، هنوز دنبالِ یه آرامشِ واقعی می‌گرده. اون اصلاً نمی‌دونه که قرارِ شامِ کاری‌اش با همکارش، قراره مسیرِ زندگیش رو به سمتِ یه «سوپراستار» کج کنه.

🧑‍💻🧑‍⚖️👨🏽‍💻

**۲. «تهیونگ» (۳۱ ساله) | وکیلِ کارکشته و برادرِ دلسوز**
همکارِ «ات» و کسی که فکر می‌کنه بهترین نقشه‌یِ دنیا رو برایِ «جور کردن» دو نفر کشیده. اون هیچ‌چیزی درباره‌یِ اتفاقاتِ تویِ آسانسور نمی‌دونه و با جدیتِ تمام می‌خواد «ات» و برادرِ کوچیک‌ترش، «جونگ‌کوک» رو به هم معرفی کنه.


🧑‍🎤🧑‍🦱👨🏼‍🎤

**۳. «جونگ‌کوک» (۲۹ ساله) | آیدلِ محبوب و رازدار**
کسی که دنیا زیرِ پاهایِ اونه، اما تویِ زندگیِ واقعی، تشنه‌یِ کسیه که اون رو «فقط» به عنوانِ یه آدمِ معمولی ببینه، نه یه ستاره. او هنوز داره به اون دختری فکر می‌کنه که تویِ تاریکیِ آسانسور، باهاش هم‌صحبت شد...

---

**چالشِ داستان:**
وقتی تهیونگ بالاخره شامِ(سه نفره!) رو ترتیب میده، «ات» و «جونگ‌کوک» با دیدنِ هم تویِ رستوران، چه واکنشی نشون میدن؟
دیدگاه ها (۴)

حاجی چند تا نگین ع تو دهن فندق در آوردم این انصافه ؟ 🤣🤌🤗

به خدا ی بار بیشتر بهش نگفتم « رو سر ما جا داری » ببین سری س...

نویسندگیش = 😭🤗🤌🤌🤌🤌@luna.fake

اسلاید ۱ جلد رمان قبلیمون اسلاید دو لباس عروس حسنا اسلاید سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط