گویی از

گویی از
پنجره ها
روح نسیم
دید اندوهِ منِ "تنها" را
ریخت
بر گیسوےِ
آشفته‌ےِ من
عطر سوزان
اقاقے ها را . . . (":🌳🌼
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

🍃🌱 #باران می‌بارداین عطر تن توست که می‌پیچدخدا باران را برای...

🙂‍↕️مثل عکسی که در آن خندهٔ من اجباری‌ست،زنده‌ام بی تو، ولی ...

جنایت

«#ایام_فاطمیه» ، مجموعه اي از جگرهاي سوزان و چشم هاي گريان ع...

سلام امام زمانمصبحت‌بخیرمولای‌مندر پناه نگاه زلالتان، صبحی د...

سلام صبح جمعتون عالی بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ...

من کجا، #باران کجا و راه بى پایان کجاآه این دل دل زدن تا منز...

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط