{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم
زمین هم آسمان گردد ، از عشقش کم نمی گردم
به جز راهش ، نمی جویم  ... به جز نامش ، نمی گویم
به جز او  در پی یاری،در این عالم نمی گردم
سخن رانی مکن جانا  ، که من درمان نمی گیرم
ببین کورم ... کرم ! ، بشنو ... که من آدم نمی گردم
تو شیرینی و من تلخم ،  تو همراهی و من هرگز :
برای هیچ کس جز او، دمی همدم نمی گردم
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با ذلت و خواری ، پی شبنم نمی گردم
چه شیرین است،اندوهش! غمش! دردش! جراحاتش!
شفایم را نمی خواهم ،پی مرهم نمی گردم
تصورمیکنم امشب،که می میرم درآغوشش
وز این آغوش تمثالی ،جدا یک دم نمی گردم
دیدگاه ها (۳)

پیش زاهد ز رندی دم مزن که نتوان گفتبا طبیب نامحرم راز درد پن...

♥روزهــــــــــا میگذرنـــــد♥و من هر روز...دنیا را بیشتر می...

."" فروغ فرخزاد""گر تن بدهی ... دل ندهی کار خراب استچون خورد...

..... بخشی از کتاب بابالنگ دراز اثر "جین وبستر" جودی عز...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردمزمین هم آسمان گردد ، ...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردمزمین هم آسمان گردد ، ...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردمزمین هم آسمان گردد ، ...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردمزمین هم آسمان گردد ، ...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...زمین هم آسمان گرد...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...زمین هم آسمان گرد...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...زمین هم آسمان گرد...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...زمین هم آسمان گرد...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردمزمین هم آسمان گردد .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط