لیلای غزل!

ای تماشایی ترین لبخند در چشمان تو
دل رباتر نیست از آن غمزه ی پنهان تو

روزگارم را دگرگون کرد چال گونه ات
طاقتم را طاق کرد آن نرگس خندان تو

تا که بگشودی گره از زلف و دادی دست باد
داد بنیادم به باد آن گیسوی رقصان تو

تا تو لیلای غزل گشتی درون شعر من
واژه همپای جنون چرخید در دستان تو

این خیالات عاقبت می گیرد از من هستی ام
نیستی تا خود ببینی این من ویران تو

کاش این "باران"احساسم کمی"خیس" ات کند
تا بدانی حال این مجنون بی سامان تو!

#حسن_زارع #خیس_باران
#شیراز
دیدگاه ها (۶)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

گره گشا!

من عاشق شب، عاشق چشمان تو هستمآغازترین نقطه ی پایان تو هستمد...

.....من عاشق شب، عاشق چشمان تو هستمآغازترین نقطه ی پایان تو ...

روح جداگشته ز من!

گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده!

خم زلف تو دام کفر و دین استز کارستان او یک شمه این استجمالت ...

۰با اینکه من اهل غزل و عشق نبودمبادیدن رویت در قلبم بگشودم ج...

فکر کن صبح شده!

چشم هایت من ودنیای مرا ریخت به هم! کل اضلاع و زوایای مرا ریخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط