{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایت من ودنیای مرا ریخت به هم!

چشم هایت من ودنیای مرا ریخت به هم!
کل اضلاع و زوایای مرا ریخت به هم!

نیمه شب رد نگاهت به خیالم پیچید
خواب بودم، شب و رویای مرا ربخت به هم!

شرط کردم نسپارم به کسی دل پس از این
برق چشمت اگر _ امای مرا ریخت به هم!

سرشب تا به سحر مشق تَهَجُّد کردم
خط چشمان تو فردای مرا ریخت به هم!

رازقی های دلم پرپر لبخند تو شد
غمزه هایت دل شیدای مرا ریخت به هم!

زلف وا کردی و گیسوی پریشان در باد
ناگهان نظم غزل های مرا ریخت به هم!

"خیسم" از نم نم "باران" نگاهت امشب!
دوری ات خلوت تنهای مرا ریخت به هم!
دیدگاه ها (۰)

صالح سیدیوسفی شاعر شیرازی

...کاش می‌شد که شـبی غرق نگاهت بشومزورقی گـم شده در چشـم سیا...

عبدالرحیم سعیدی‌راد

گویا فیروزکوهی شاعر تهرانی

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

نمیبخشمت p.13

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

قسمت چهارم داستانعشق و غرورهیچ کدام از آنها نتوانستند شام بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط