اتاق بسته و دری که تکیه گاه می شود

اتاق بسته و دری که تکیه گاه می شود
ز پشت پرده کوچه ای که راه راه می شود
کدام راه، راه تو به سمت خانه ی من است؟
به هر کدام می روم که اشتباه می شود
تکان خودنویس من در آفتاب اسم تو
به روی سقف خانه ام شبیه ماه می شود
و این شروع بازی دوباره دل گرفتن است
ظهور کن سپید من، دلم سیاه می شود
ز خوشه های گندمی که روی پرده می تپد
دوباره ذهن بادها پر از گناه می شود
بیا که بی تو روزها چو رشته های موی من
یکی سپید می شود، یکی سیاه می شود

چه رسم نرگسانه ای به نقطه ای رسیده ام
که دل به جای گفتگو فقط نگاه می شود
تمام دلخوشی من به چهره های عابران
که فکر می کنم تویی که اشتباه می شود
دیدگاه ها (۳)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۶جونگوک چند ثانیه به تصویر مانیت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط