{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه امشب فکر کردم طبع شعرم وا نشد

هر چه امشب فکر کردم طبع شعرم وا نشد
مصرع اول بگفتم دومی پیدا نشد

بر در ذهنم نمیدانم کسی قفلی زده
هر چه من در را زدم این در برایم وا نشد

قافیه تنگ آمده شعرم نشد کامل شود
هر چه گشتم دفترم را، قافیه پیدا نشد

تا که آمد یاد تو ، شعر و غزل ها آمدند
بیت ها آمد چه سود اما، قلم پیدا نشد

این همه مصراع و بیت و قافیه آمد ولی
قطره قطره جمع گشت و وانگهی دریا نشد

‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎
دیدگاه ها (۲)

هر چه من گفتم بمان ،رفتی کنارِ دیگریقلب تو شد رو به رویم بی...

هیچ کس از آخرین خداحافظیبا خبر نیست!با هم مهربان باشیم.‎‌‎‌‌...

✨ اگر بودنت ✨ به زندگی کسی معنا ✨ میدهد,زندگیش را بی معنــا...

وقتی تعداد نرها بیشتر از مرداسدیگه چه اعتمادی به این قلب هاس...

هر چه امشب فکر کردم طبع شعرم وا نشدمصرع اول بگفتم دومی پیدا ...

حسین دلجویی

Hadisebandegi:نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتندکاش می گف...

گویند روزی ناصر الدین شاه تمام ادیبان را جمع کرد و گفت : تما...

🌙حکایتی زیبا گویند روزی ناصر الدین شاه تمام ادیبان را جمع کر...

فال حافظ در روز عاشورا، خاطره عبدالحسین زرین‌کوب

عوامل زمینه‌ساز حادثه عاشورا _ دگرگونی ارزش‌ها و آرمان‌ها_ ادامه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط