{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کن

خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کن
مست و دیوانه و مدهوشِ منی، باور کن

خواب بودم که ز لبهای تو بوسیدم باز
باده مینوشی و همنوشِ منی، باور کن

لب به لب، دست به گیسو، یله در آغوشت
گاه‌بر سینه و گه دوشِ منی، باورکن

سر، فراگوشِ تو و زمزمه ی شعر و غزل
چشمِ من، شعرِ من و گوش منی، باورکن

دستِ شعر و غزلم، بسته‌ی زندانِ حیاست
نازنینی و خطاپوشِ منی، باورکن

کاش میشد که بگویم همه ی خوابم را
وصف آندم که چو تن پوش منی، باور کن
دیدگاه ها (۵)

کمی آلوده بر بغضم، کمی سرگرم طوفانمکمی ابری، کمی تا قسمتی دل...

عشق تا نوبت ما گشت تو استاد شدی آنکه با جان و دلش مشق الف دا...

آمده بودم که بمانم،که آیدایت باشم،که شاملو ام باشی!آمده بودم...

ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ ....ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ " ﺗــــــــﻮ " ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ " ﺗــ...

خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کنمست و دیوانه و مدهوشِ منی،...

‌ خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کنمست و دیوانه و مدهوشِ من...

خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کنمست و دیوانه و مدهوشِ منی،...

خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کنمست و دیوانه و مدهوشِ منی،...

خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کنمست و دیوانه و مدهوشِ منی،...

شاعری خسته ام از دستِ تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشع...

شاعری خسته ام از دست تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشعا...

شاعری خسته ام از دست تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشعا...

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیستکه شب همیشه برای به سر رسیدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط