به خودم آمدم انگار تویی در من بود

به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود


آن به هر لحظه ی تب دار تو پیوند منم
آنقدر داغ به جانم که دماوند منم
دیدگاه ها (۲۱)

◝به خودم آمدم انگار تویی در من بود ؛‏این کمی بیشتر از دل بہ ...

تویی که میدونی این ادم از تو دل نمیکنه اسمتو رمزمه دله منه ن...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

می خواستم با اخبار بهتری برگردم به آغوشتبا تغییری برگ‌ریزان ...

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

این حقیقتِ تلخ، مثل یک لایه‌یِ پنهان زیرِ تمامِ این درگیری‌ه...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

خیلی انرژی گرفتم از اینکه پست طنز گذاشتم؛ با اجازه‌ی بابامم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط