گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت
گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت
گاهی باید بگذاری دلت از همه ی چیزها و همه ی کسانی که وابستگی به بودنشان رنجت میدهد،آزاد شود ...
میدانی هراس از دست دادن هاست که آدم را به مرز تحقیر شدن میرساند ...
به مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری ...
به مرز پذیرفتن کارهایی که دوست شان
نداری ...
به مرز نابود شدن ... دیده نشدن ...
تنها شدن ...
اما وقتی تمام قفس های دلت را بگشایی
آنچه که سهم تو از زندگی و عشق باشد،میماند
و هرچه رفتنی است میرود
اینگونه تمام عمرت را با دلی آسوده و مطمن به داشته هایت شادی ..
گاهی باید بگذاری دلت از همه ی چیزها و همه ی کسانی که وابستگی به بودنشان رنجت میدهد،آزاد شود ...
میدانی هراس از دست دادن هاست که آدم را به مرز تحقیر شدن میرساند ...
به مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری ...
به مرز پذیرفتن کارهایی که دوست شان
نداری ...
به مرز نابود شدن ... دیده نشدن ...
تنها شدن ...
اما وقتی تمام قفس های دلت را بگشایی
آنچه که سهم تو از زندگی و عشق باشد،میماند
و هرچه رفتنی است میرود
اینگونه تمام عمرت را با دلی آسوده و مطمن به داشته هایت شادی ..
- ۳۸۷
- ۱۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط