نَـه مَـرا طـاقَـت غُـربَـت نَـه تُورا خـاطِـر قُربَت

نَـه مَـرا طـاقَـت غُـربَـت نَـه تُورا خـاطِـر قُربَت

دِل نَـهـادم بِـه صَـبُوری کِـه جُـز اِیـن چـارِه نَــدارَم

[سعدی]
دیدگاه ها (۱)

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

نه توفیقی که تا منحق و انسانیت به جا آرمندارم طاقت لایق مگر ...

‌کَس را به خلوت دل منجز تو راه نیستاین در به روی غیرِ توپیوس...

#السلام_علیک_یاحضرت_فاطمه_الزهرا_ #آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

کراوات را گره زدبر گردنِ امروزو تسبیح رابر انگشتانِ دیروزاما...

حالا با این که این بچه پسره کار ندارم ولی این تصویر یکی از د...

شعر سعدی.....

تا همیشه "تو" فقط قافیه شعر منیچه بگویم که به جز شعر ندارم ه...

@nouyan

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط