{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس خود را هفت بار نکوهش کردم

نفس خود را هفت بار نکوهش کردم

اولین بار : هنگامی که می خواستم باپایمال کردن ضعیفان خودم را بالا ببرم

دومین بار : هنگامی که در مقابل کسانی که ناتوان بودند خود را به ناخوشی زدم

سومین بار : هنگامی که انتخاب را به عهده من گذاشتند به جای امور مشکل  امور سهل و آسان را برگزیدم

چهارمین بار : هنگامی که مرتکب اشتباهی شدم وخود را با اشتباهات دیگران تسلی دادم

پنجمین بار : هنگامی که از ترس سر به زیر بودم و آن وقت ادعا میکردم که بردبار و صبورم

ششمین بار : هنگامی که جامه خود را بالا میگرفتم تا با سختی ها و ناملایمات زندگی تماس پیدا نکنم

هفتمین بار : هنگامی که در مقابل خدا ایستادم و آنگاه سروده های خویش را فضیلت دانستم

جبران خلیل جبران
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی خداوند از پشت، دستانش را روی چشمانم گذاشت،از لای انگشتا...

بیا گناه کنیم اماجایی که خدا نباشد

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم،پررنگ ها را میبینیم، سخت ها ...

من به خودم قول میدهم که ...آنقدر قوی باشم که هیچ چیز نتواند ...

نفس خود را هفت بار نکوهش کردم:اولین بار : هنگامی که می خواست...

یادگیری بنویسید ☕ 🥀 ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜɪɴᴋ ɪ ᴍɪꜱ...

💙🧵🩵🪡شاید اینجا همان جاییست که باید بارها برایش می‌مردیمهمان ...

((بک بدیم))تا ۱۶ بدیم با فول ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜ...

*می خواهم برگردم به قدیم،* جایی که زندگی در قاب عکس های سیاه...

ورق.بزنید............. خاطره و نوستالژی...

کودکی را چشم برهم زدیم و دنیا گذشت؛یک روز دست‌هایمان کوچک بو...

💙اصلا حواستون هست نعلبکیا گذاشتن رفتن!؟انقدر که بی محلی کردی...

عموو 🫠❤️#فیتیله #عموهای_فیتیله_ای #علی_فروتن #حمید_گلی #محمد...

💙امروز از جلوی یه مدرسه رد میشدم بچه‌ها یه فحشایی میدادن که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط