{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تبعید

تو دل دل می کنی اما دلم را دستِ تو دادم
ولی ای کاش جایِ دل نمی دادی تو بر بادم

شکسته-دل شبیه خانه ای ویرانه می ماند
خراباتی نمی خواهی تو آیا عشقِ آبادم؟

تنم زندان و روحم آدمِ زندانیِ در بند!!!
ولی حس می کنم با فکرِ تو در بند، آزادم

نمی دانستم از اول که عشق پاک، کلاشیست!!
مگر نه اینکه من چون ساده ای در بند اُفتادم؟!

تو خوش باشی کجایش ناخوشی بر حالِ من دارد؟
چه مظلومم زمانی که تظاهر می کنم شادم!!

فریب حیله ای خوردی که این را خوب میدانست-
که من جای تو را هرگز به دنیایی نمیدادم

اگر آسوده خاطر می شوی با مرگ من ای عشق
بیا امشب به بالینم، برای مرگ، آمادم

استاد حسین حیدری رهگذر

اثری از مجموعه هشتم، مجموعه ادبی مرگبار، فصل دوم


#خاص #قشنگ #بینظیر #زیبا #دخترونه #هنری #BEAUTIFUL
دیدگاه ها (۱)

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

آن پیچکهای یاغی

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

شعر و غزل

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

عاشقانه های شبنم

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط