{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب بچه قبل شروع پارت میخوام بهتون یه چیزی بگم دازای ولیهد

خب بچه قبل شروع پارت میخوام بهتون یه چیزی بگم دازای ولیهد کشور کشورونتالیس هست چویا دختر ویزیر سابق کشور ماریامالا هستش.
دریاچه خونین : پارت 2
دازای " در اتاق کار فرمانروا زدم و ازش اجازه ورود خواستم بعد وارد اتاق شدم.
فرمانروا: او دازای اومدی. خب میخواستم بهت در مورد یه مورد مهم یه مطلبی رو بگم. خب خودت که اطلاع داری ما قراره به کشور ماریامالا حمله کنیم.
دازای : خب...
فرمانروا : میخوام تو به عنوان رهبر جنگ بری چون تو تو نقشه کشی کارت خیلی خوبه به تو میخوام بسپارمش.
دازای : تچ... آخه جنگ چه فایده ای داره که تو میخوای جنگ راه بندازی.
فرمانروا چشم هایش را تیز کرد و گفت : نکنه قرار داد یادت رفته؟
دازای : هه.... تچ.... باشه قبول می کنم.
*********
دازای :
هر چیزی که میشه اون قرار داد رو میاره جلو چشمم. تچ... لعنت بهت..... ازت متنفرم....
از 3 سال پیش وقتی که قحطی به ونتالیس آمده بود فرمانروای بی رحم تصمیم گرفته بود مکان هایی مثل یتیم خانه را با بمب انفجار کند تا آذوقه بیشتری را برای جنگ جمع آوری کند ولی دازای جلوی فرمانروا رو گرفته بود و فرمانروا هم که از نقطه ضعف دازای آگاه شده برای او قرار دادی داده بود که شرط قرار داد این بود اگر ولیعهد از فرمان، فرمانروا سر پیچی کند تمام یتیم خانه ها بمباران می شود.
دیدگاه ها (۰)

بچه ها نقاشیم چطور شدهه؟

دریاچه خونین:فصل 1_پارت 3آکوتاگوا که کنار دازای تمام مدت ایس...

دریاچه خونین : پارت 1صدای در به صدا در آمد. خدمتکار : اجازه ...

خب خب دیگه وقته معرفی رمانم هست ولی قبلش باید بگم که تازه کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط