{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻮ ﺭﻓﺘﯽ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﻓﺮﺳﻮﺩ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺳﻮﺧﺖﻏﻢ ﺩﻭﺭﯼ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺳﻮﺧﺖ...

مرا شکستی و من باز با تو بد نشدمنشد شبیه تو باشم, نشد, بلد ن...

مــن گــمان می کــردم،رفتنــت ممــکن نیســترفتنــت ممــکن شـ...

اگرهمه سکوت های عالم رابه لب هایت سنجاق کنیچشم هایت خواهند گ...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

از زندگی، از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی، از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازا...

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی، از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط