{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

★نام دلنوشته: نفیر خاموش★

★نام دلنوشته: نفیر خاموش★
★نویسنده: Bardia کاربر رمان فور★
★ژانر: غمگین_ اجتماعی★
★تعداد صفحات: 11★
★مقدمه★
روزگار می‌چرخد؛
نه بر میل تو لیکن بر میل آن کس که چشمانش را می‌بندد،
می‌سوزد جایی از اعماق وجودش که ببیند مغرور عالمیان خوانده شده…
مگر جز خوبی و صلاح آن ها چه می‌خواست؟
روزگار چرخید بر میلشان، دریغ از ظلمت!
دلسوزها را مغرور خواندند و به عفتش ریشخند زدند،
وجود مهذبش هزاران تکه شد،
نماند این روزگار که چنین می‌کند با معصومین دل‌ها…
★رمان فیک | TEIMOURI.Z کاربر رمان فور★
★رمان معشوق ابدی | mobina..a کاربر رمان فور★
★بخشی از دلنوشته نفیر خاموش★
مشقت‌هایی انبوه، دخترک به که بگوید درد دل‌های ناگفته‌اش را؟ امان از این دردهای بی پایان…
خبط او در این دنیای جفاکار چه بود که حالش این‌گونه دگرگون شد؟! چه کرد که حال برای مرحم وجود سوخته‌اش، برای آرامش دنیای کودکی دست به قلم برد؟
خدایا! بندگانت ظلم کردند، دریغ از آن که حضورت را درک کنند.
دخترک غافل از ستمگری روزگار و موجوداتش، پا به دنیایی غیر از جهان کودکانه‌اش گذاشت؛ دنیایی که دیگر اشکی برایش باقی نگذاشت…
مگر نگفتند تو خالق مهربان جهانی؟کجاست آن محبت؟ نظاره گر هستی و جهانیان بی توجه دل‌های پاک را می‌شکنند. کجاست آن عالم زیبا و رنگارنگ؟ دخترک جز سیاهی رنگی ندید! او که هر گوشه جهان را در خیالات کودکانه اش به یک رنگ می‌دید، حال چشمانش جز سیاهی نمی بینند.
وجودش را به آتش کشیدند و کفر نگفت، تعرض بر زبان نیاورد و تنها دست به دعا شد.
***
ای تو آنکه بر جهان حکومت عدل داری! تو دادرس باش!
آخر قلب دخترک چقدر می‌تواند ترک بردار؟ تا کجا بسوزد که اشک‌هایش دیده شوند؟
دخترکی که دل خوشی‌هایش خاطرات دنیای رنگارنگش بود؛
او همان کودک است!
پاهای برهنه‌اش که بر گل و لای های شالیزار فرو می‌رفت،
قاصدک‌ها موهای رنگ شبش را نوازش می‌کردند،
پروانه‌ها درس مهربانی را در چهره خندانش آموختند،
دست نوازش گرش نظاره گر گل‌های شبنم بود،
دستی که حال جز اشک‌های بی شمار چیزی نمی بیند، آن دخترک کجاست؟
هنوز هم لبخند بر لب دارد اما تلخ تر از غم عالمیان،
لبخندی از جنس وجودی که آتش زدند…
http://novelfor.ir/دانلود-دلنوشته-نفیر-خاموش/
دیدگاه ها (۷)

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

( last minute )

چند پارتی

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

#مکث_ایمانhttps://eitaa.com🔸 یمن را دریاب ... ! 🔸📝#خاطره د...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

نمیبخشمت p.22

|Swan on the Trigger|

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط