گاهي دوست دارم

گاهي دوست دارم

براي نزديك شدن به تو سيگار بكشم...

تا شايد مرا ببوسي !

گاهي بودن يا نبودنت مهم ميشود...

از چشمان تو ميشود زوايا را روشن ديد

مثل چشمان ماهي

وقتي به تور مي افتد

من همان پرستويي هستم

كه از چشم تو جا مانده...

سخت است به بن بست رسيدن و برگشتن...

سخت است چيده شدن و خوشبو ماندن...

من ياد ندارم بخوابم

و تورا نبينم

من هميشه با تو ميرقصم

و تو موهايم را نوازش ميكني

و من عطر تو را ميگيرم

من هروز تورا در آينه ميبينم

و ميگويم كه چقدر دوستت دارم....

ميدانم

روزي ميرسد

كه در را باز ميكنم

و تو ميگويي

تمام خوابهايت واقعيت داشت....
دیدگاه ها (۷)

جانــــم همیــــن کـــه مهربانـــــی برایــــــم کافیســــت،...

فکر میکنم رفتار تو تغییر کرده این روزها کردار تو تغییر کرده ...

مینویسم برای تو از دست رفتهکه هرکجای جهانی، بازگرد...مینویسم...

مینویسم برای تو از دست رفتهکه هرکجای جهانی، بازگرد...مینویسم...

مینویسم برای تو از دست رفتهکه هرکجای جهانی، بازگرد...مینویسم...

گاهی آنقدر قدم میزنی تا سایه ات زیر نور چراغِ تنهایِ پارک از...

میدانی حالا که هوا سرد است باید کنارم باشی دست های کوچکم را ...

مینویسم برای تو از دست رفتهکه هرکجای جهانی، بازگرد...مینویسم...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

مینویسم برای تو از دست رفتهکه هرکجای جهانی، بازگرد...مینویسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط