{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شدہ ام دور ز آ غوش تو امشب یارم

شدہ ام دور ز آ غوش تو امشب یارم
چہ ڪنم از غم مهجورے تو بیدارم

از همان شب ڪہ ترا دیدم و گشتم بیمار
هرشبم تا بہ سحر، خون زدلم مے بارم

لمس دستان تو ممڪن نشود بر این تن
امشبم حسرت آ غوش تو در دل دارم
دیدگاه ها (۱)

شدہ ام دور ز آ غوش تو امشب یارمچہ ڪنم از غم مهجورے تو بیدارم...

.منم تنهاے تنها و تویے تنهاترین یارممرو مگذار تنهایم ڪہ من ت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

گلشن کردستانی

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

علی علیپور

آدمک خسته شدي از چه پريشان حالي؟ پاسي از شب که گذشته است چرا...

الا ای چاه یارم را گرفتندگلم ، باغم ، بهارم را گرفتندمیان کو...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط