{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه اینجاست که شب بود و هوا ریخت بهم

قصه اینجاست که شب بود و هوا ریخت بهم
از بد حادثه ، ابروی تو آویخت به هم

تو سر مهر نداری ،  دل من تنگ شده
دل من از خم ابروی تو میریخت بهم

#سیمین_بهبهانی
دیدگاه ها (۶)

پاییز هم رسید به قرار های عاشقانه اش با مهر اما تو نیامدی شه...

دل نوشته **به یه نقطه از زندگیت میرسی که دیگه دل نمیبندی ، ا...

ورق بزنید.....

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

پدرم نیست ...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

فراتر از خویش

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

#حماقت #نادانی #احمق #بی_خرد #خطر #حادثه #فاجعهاینم تقصیر اخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط