وقتی....( درخواستی)
وقتی خواهر چانی و اون بهت علاقه داره.
ویو چند دقیقه بعد
هیون جین الان نیم ساعتی که تو دستشوییه احتمالا باز داره صورت جذابش رو توی آینه میپرسته چان و فیلیکس و جونگین هم روی مبل نشسته آمد و با داد و بیداد دارن فوتبال میبینن از یه طرف چان به گروه خودش میگه گل بزنه از طرف دیگه فیلیکس و جونگین داد میزنم برو دیگه چرا وایستادی تا الان هم هیچکدوم هیچ گلی نزدن چانگبین هم پایین مبل لم داده و داره چیپس میخوره هر از گاهی هم با تأسف به چان و فیلیکس و جونگین نگاه میکنه سونگیمن هم روی کاناپه اون طرف نشسته و داره نوشابه میخوره و هر از گاهی دلقک بازی در میاره هان هم که داره چیپس میخوره و هر از گاهی به چانگبین نگاه میکنه و میخنده منم که کلا اصلا اینجا نیستم
هان(با کلافگی): داداش میخوای با چان هیونگ حرف بزنم؟الان نیم ساعتی نشستی کنار من همینطور به یه جا خیره شدی پلک هم نمیزنی داری راجب آلارا حرف میزنی مغز منو رنده کردی بخدا منم الان نیم ساعته دارم فکر میکنم باید گوش بدم یا نه
لینو: خب اگر الان به چان بگی که با خون من نقاشی میکشه برات میفرسته شبکه پویا
هان: پس تروخدا پاشو برو اونور بشین سرم درد گرفته بخدا
لینو: میگم میگم...هانی جونم...بیا یه کاری بکنیم...من خب یه بهانه ای جور میکنم میرم بیرون دنبال آلارا من که رفتم بعد تو به چان بگو
هان: آها بزارم تو بری بعد من بگم که با خون من نقاشی بکشه بفرسته شبکه پویا؟حتی فکرشم نکن...تازه اصلا گیرم چان راضی باشه...تو عاشق چانی یا آلارا. ...در واقع اصلا نظر چان مهم نی نظر آلارا مهمه اگر آلارا قبول نکرد چی؟
لینو: نه نه تو نگران اون نباش اونو بسپر به من تو فقط آروم آروم... تأکید میکنم آروم آروم به چان بگو تا من برگردم باشه؟
هان:حله داش بسپرش به من من ریسک پذیرم
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
ویو چند دقیقه بعد
هیون جین الان نیم ساعتی که تو دستشوییه احتمالا باز داره صورت جذابش رو توی آینه میپرسته چان و فیلیکس و جونگین هم روی مبل نشسته آمد و با داد و بیداد دارن فوتبال میبینن از یه طرف چان به گروه خودش میگه گل بزنه از طرف دیگه فیلیکس و جونگین داد میزنم برو دیگه چرا وایستادی تا الان هم هیچکدوم هیچ گلی نزدن چانگبین هم پایین مبل لم داده و داره چیپس میخوره هر از گاهی هم با تأسف به چان و فیلیکس و جونگین نگاه میکنه سونگیمن هم روی کاناپه اون طرف نشسته و داره نوشابه میخوره و هر از گاهی دلقک بازی در میاره هان هم که داره چیپس میخوره و هر از گاهی به چانگبین نگاه میکنه و میخنده منم که کلا اصلا اینجا نیستم
هان(با کلافگی): داداش میخوای با چان هیونگ حرف بزنم؟الان نیم ساعتی نشستی کنار من همینطور به یه جا خیره شدی پلک هم نمیزنی داری راجب آلارا حرف میزنی مغز منو رنده کردی بخدا منم الان نیم ساعته دارم فکر میکنم باید گوش بدم یا نه
لینو: خب اگر الان به چان بگی که با خون من نقاشی میکشه برات میفرسته شبکه پویا
هان: پس تروخدا پاشو برو اونور بشین سرم درد گرفته بخدا
لینو: میگم میگم...هانی جونم...بیا یه کاری بکنیم...من خب یه بهانه ای جور میکنم میرم بیرون دنبال آلارا من که رفتم بعد تو به چان بگو
هان: آها بزارم تو بری بعد من بگم که با خون من نقاشی بکشه بفرسته شبکه پویا؟حتی فکرشم نکن...تازه اصلا گیرم چان راضی باشه...تو عاشق چانی یا آلارا. ...در واقع اصلا نظر چان مهم نی نظر آلارا مهمه اگر آلارا قبول نکرد چی؟
لینو: نه نه تو نگران اون نباش اونو بسپر به من تو فقط آروم آروم... تأکید میکنم آروم آروم به چان بگو تا من برگردم باشه؟
هان:حله داش بسپرش به من من ریسک پذیرم
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۱۱.۰k
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط