✍ مرد عراقی به پسرش گفت برود دست حاج قاسم را ببوسد. پسر ر

✍ مرد عراقی به پسرش گفت برود دست حاج قاسم را ببوسد. پسر رفت بین جمعیت، ولی نتوانست نزدیک حاجی بشود.
وقتی نشست توی ماشین، گفتم مردم عراق این‌قدر دوستت دارند که پدری به پسرش امر کرد بیاید دستت را ببوسد، ولی محافظ‌ها نگذاشتند.
خواست ببیندشان؛ از ماشین پیاده شد، پسر و پدرش را غرق بوسه کرد.
دیدگاه ها (۲)

ابلیس

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

مرد عراقی به پسرش گفت برود دست حاج قاسم را ببوسد. پسر رفت بی...

روزی در یک مراسم مهمانی دست یک پسر بچه که در حال بازی بود در...

دشمن ناتنیpt26(فردا*فرانسه) آماده شد تا برای امضا مدارک همرا...

در جست و جو جادو پارت ۵

درس بدم تشریف بیارید یه چای دور هم بزنیم...؟قلم کاغذ دستت با...

آدرس بـــدم تشــریــف بــیاریــد یــه چـــای دور هـــم بــزن...

✍ ️ مهمان حبیب خداست... مردی با پسرش به عنوان مهمان، بر #اما...

من دوستت دارم دیونه #پارت۳۵ #خدایامن عاشقشم نمیتونم دوریشو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط