{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی
به چشمم خیره میگردی ولی غم را نمیخوانی

چه باشی یا نباشی من برایت آرزو کردم
چه دردی بیشتر از این که این ها را نمی دانی

برایم روز روشن بود میدانستم از اول
که میاید چنین روزی که میگوئی نمیمانی

برای من که بعد از تو ندارم شاخه ی سبزی
چه فرقی میکند دیگر هوای صاف و بارانی

شبیه موریانه،خاطرت در ذهن می ماند
که میپوسد مرا کم کم به آرامی و پنهانی

دل آئینه ام حتی اگر کوهی شود آخر
به سنگی،خرد می گردد به یک لحظه به آسانی

چه میدانی؟تمام پیکرم چون شمع می سوزد
که امشب در دلم برپاست یک شام غریبانی
دیدگاه ها (۲)

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

چه دَردی بیشتَر از این که دردم را نِمیدانیبه چَشمَم خیرِه می...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی به چشمم خیره میگردی ...

ولی مرت خیلی از پارتنر جدید افرا بهتر بود..

ولی این پسر چقدر مظلومه :)!

«صحیفه‌ی مهدوی؛ ترازِ مهندسیِ اراده»[متنِ ترانه][Epic Choral...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط