{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بین خودمان باشد از روی دلم رد شد

بین خودمان باشد از روی دلم رد شد
آن روز که اومیرفت انگار هوا بد شد
باران خزان آن روز بر پنجره ها میکوفت
غم بود در آهنگش انگار دلش میسوخت
دیدگاه ها (۱)

ناگهان به حال خود گریستم، چرا که بعد از هر خوشی ، نگران بودم...

روزگارِ نکبتی شده، آن‌قدر که آدم دلش می‌خواهد مدام به خاطره‌...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

برادر ناتنی

( last minute )

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط