من جزء به جزء رخسار تو را ازبرم ؛
من جزء به جزء رخسار تو را ازبرم ؛
از چین و شکن گوشه ی چشمانت هنگام شکفتن لبانت ،
تا شمار محاسن صورت دلربایت ...
من آیه به آیه ی نجوای نگاهت را می خوانم ؛
چون زمانی که می خواهی غم چشمانت را
در سیاه چاله ی گونه ات مدفون کنی ؛
یا زمانی که چشمان سرکشت فریاد می زنند ،
دوستت دارم هایی که
لبانت تحت فشار غرور مردانه ات به زبان نمی آورد ...
تو برای من همان قرآن مصوری
و من چون حافظی درمانده ...
می خواهم در سوره به سوره ی زندگانی ام ،
تو ، مرا حافظ و نگهدار باشی ...
از چین و شکن گوشه ی چشمانت هنگام شکفتن لبانت ،
تا شمار محاسن صورت دلربایت ...
من آیه به آیه ی نجوای نگاهت را می خوانم ؛
چون زمانی که می خواهی غم چشمانت را
در سیاه چاله ی گونه ات مدفون کنی ؛
یا زمانی که چشمان سرکشت فریاد می زنند ،
دوستت دارم هایی که
لبانت تحت فشار غرور مردانه ات به زبان نمی آورد ...
تو برای من همان قرآن مصوری
و من چون حافظی درمانده ...
می خواهم در سوره به سوره ی زندگانی ام ،
تو ، مرا حافظ و نگهدار باشی ...
- ۵۷۴
- ۰۹ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط