{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آت: من مطمنم کار میرا هستش

آت: من مطمنم کار میرا هستش
کوک : آت باورم نمیشه شاید میرا داره راست میگه شاید خودت خودتو از پله ها پرت کردی پایین که تقصیر میرا بندازی ( داد )
آت : من دروغ نمیگم با سوزشی روی گونش سرشو برگردوند دید کوک بهش سیلی زده
کوک دست میرا رو گرفت و باهم به خونه برگشتن
آت: باورم نمیشه( بغض)
مادر کوک : عزیزم من میدونم تو دروغ نمیگی ( لحن مهربونی)
پدرکوک : اصلا یه سوال چرا دوربین هایی که توی عمارت نصب کردیم رو یه نگاهی بندازیم
مادر کوک : فکر خوبیه
آت : من الان کجا برم ؟( بغض )
مادر کوک : معلومه با ما میای عمارت ( مهربونی )
آت : ولی ( حرفش قطع شد)
دکتر : حالتون بهتره؟
( روبه آت)
آت : بله فقط کی میتونم برم خونه ؟
دکتر : همین الان
آت : مادر جون
مادر کوک : جانم
آت : میشه به راننده بگین بیاد بعد از فوت پدرو مادرم دیگه به خونه نرفتم
مادرکوک : باشه عزیزم فقط مواظب خودت باش
آت:چشم
فلش بک به فردا
با صدای کوبیدن در از خواب بیدار شدم
رفتم درو باز کنم ببینم کیه
که با شخص جلوی در خشکم زد
۲لایک
۲فالور
پارت ۲ وقتی بهت سیلی میزد
دیدگاه ها (۰)

ببخشید عکس رو اشتباه گزاشتم

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

و همینطور ۱۰ کامنت و ۵ فالور اگه تا فردا شرطا کامل بشه پارت ...

وقتی بهت سیلی میزنه پارت ۱ با کوک رفته بودین مهمونی خانوادگی...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

افسرده پارت اول

چند پارتی درخواستی

مخلوطی از عشقومرگ پارت 7همین که دستمو روی کمرش گذاشتم که بلن...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

چند پارتی درخواستی

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط