حضرت عبدالعظیم حسنی از امام محمدتقی (ع) نقل کرده که: امیر

حضرت عبدالعظیم حسنی از امام محمدتقی (ع) نقل کرده که: امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: روزی من و فاطمه (ع) به خدمت حضرت رسول (ص) رفتیم و آن حضرت بسیار گریست.

عرض کردم: «جانم به فدایت! علت گریه ی شما چیست؟»
پیامبر (ص) فرمودند: «آن شبی که مرا به آسمان بردند، زنی چند از امت خود را در عذاب سخت دیدم و گریه من برای آنهاست.
زنی را دیدم به موی سر آویخته و مغز سرش می جوشد.
زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می خورد.
زنی را دیدم که گوشت بدن او را از پیش و پس با مقارض های آتش می برند.»

فاطمه ی زهرا (ع) فرمودند:
«ای حیبیب و نور دیده ی من! خبر ده که این ها کیانند.»

حضرت فرمودند: ای دختر گرامی! آن زنی که به مو آویخته بودند، زنی بود که موی خود را از مردان نامحرم نمی پوشاند و آن که گوشت خود را می خورد، زنی بود که خود را برای نامحرم زینت و آرایش می کرد و آن که گوشت بدنش را مقراض می کردند، خود را به مردم نشان می داده که به او میل پیدا کنند.» 2
به امید روزی که زنان ناآگاه از حجاب از دانایی و آگاهی لازم برخوردار شوند.

2 . کیفر کردار، ص 135.

#حجاب
دیدگاه ها (۴)

🌸 یک شهر، یک بانوی آسمانی، یک آغاز ماندگار...روزی که کاروان ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :رسول خدا صلوات الله عل...

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

💠کتاب پروردگار🔰 حضرت فاطمه (علیها السّلام) در قسمتی از خطبه ...

به نقل از یکی از علمای بزرگ؛ آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی ...

منتخب امروز از کلاس درس دوست .....

بسم الله الرحمن الرحیم امام حضرت عسکری (ع) فرمود : لَیْسَتِ ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط