{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
<به زندگانی من فرصت جوانی نیست
من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار
<خدای شکر که این عمر جاودانی نیست
دیدگاه ها (۲)

در فراسویِ مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم.آینه‌ها و شب‌پره‌ها...

.

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت<خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشتچو...

خوش باش در آن دم که غمی رو به تو آرد<بگذارکه غم نیز رود شا...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

بی حُبِّ حسن مشکلِ دل، حل شدنی نیستجز عشقِ حسن، عشق مُسجّل ش...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

هر لحظه که در این عمرِ زندگانی گذرد، حیف هست به غیر شادمانی ...

خدا :

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

و اینم پارت سوم 😃پارت اول و دوم‌ رو هم ببینمتن‌کامل : 🫠❤️به ...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

💕 #عفت‌ورزی_در_زمان_مجردی | روزه(جوانانی که نمی‌توانند ازدوا...

💕 #عفت‌ورزی_در_زمان_مجردی | روزه(جوانانی که نمی‌توانند ازدوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط