Firouzeh:

Firouzeh:


بوقلمونی، گاوی بدید و گفت:

در آرزوی پروازم، اما چگونه،
ندانم.

گاو پاسخ داد: گر ز تاپاله من خوری، قدرت بر بالهایت فتد و پرواز ڪنی.

بوقلمون خورد و بر شاخی نشست! تیراندازی ماهر، بوقلمون را بر

درخت بدید، تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاڪش نمود...

شاید با خوردن هر گندی به بالا برسید، اما مطمئن باشید ڪه در بالا نخواهید ماند!
دیدگاه ها (۳)

حکایت بوقلمون؛ بالا رفتن همیشه به معنای ماندن نیست!بوقلمونی ...

‍ بوقلمونی، گاوی بدید و گفت: در آرزوی پروازم، اما چگونه، ندا...

#داستان_کوتاه بوقلمونی، گاوی بدید و گفت: در آرزوی پروازم، ا...

) بوقلمونی، گاوی بدید و گفت: در آرزوی پروازم، اما چگونه، ندا...

بوقلمونی، گاوی بدید و گفت: در آرزوی پروازم، اما چگونه، ندانم...

پند اول بوقلمونی،گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط