ستاره من(شروع زندگی آماتراسو)
پارت ۲۴
در فیلم برداری همه به سمت حیاط رفتند و حرف میزدند که یوکی گفت:هیکاری تو چه نسبتی با آکوا داری؟
هیکاری لبخند زد و گفت: اون داداش بزرگه منه! مگه هوشینو آی رو نمیشنسی؟
یوکی با هیجان گفت: درسته تو و آکوا و خواهر دوقلو آکوا یعنی هوشینو روبی بچه های آی هستید!
آن روز کم کم زمان فیلم برداری تموم شد و آکوا و هیکاری با هم به سمت خانه میرفتن که آکوا آرام پرسید: هیکاری چرا وارد برنامه شدی بدون اینکه به ما بگی!
هیکاری لبخندی زد و گفت: اونی_چان میخواستم غافلگیر بشین همین!
بعد درون هیکاری آرام آماتراسو گفت: هیکاری باید مراقب آکوا باشی تا متوجه حدف ما نشه!
هیکاری آرام در دلش به آماتراسو گفت: نگران نباش من دختر آی هستم پس تو دروغ گفتن ماهرم!
بعد سکوتی بزرگ بینشان افتاد که هردو به خانه رسیدند.
وقتی رسیدند روبی و کانا حمله کردند و با عصبانیت گفتند: خب چرا وارد همچین برنامه ای شدی؟
بعد روبی گفت: اونی_چان حداقل باید به من بگی! هرچی نباشه من خواهرتم! هرچی نباشه من خواهرتم!
بعد کانا گفت: یعنی دوست داری تو دل دخترا جا بشی؟!
آکوا آهی کشید و گفت: بزارین من حرفمو بزنم دلیل قانع کننده دارم! دلیلم اینه که آریما کابوراگی_سان رو میشنسی؟ همون کارگردان امروزم شیرین، اون ازم خواست وارد این برنامه بشم!
بعد از شنیدن این حرف کانا و روبی به هیکاری حمله کردند و همان سوال ها را پرسیدند و هیکاری در جواب گفت: چون میخواستم تو یه برنامه حداقل حضور داشته باشم تا محبوبیتم اوج بگیره!
کانا و روبی بالاخره قانع شدن!
فردا...
روز فیلم برداری...
(چون این صحنه عین خود انیمه آکانه هیت میگیره ناراحت میشه و خودکشی میکنه و آکوا نجاتش میده میگذرونمش و بعد از اینکه آکانه دوباره به برنامه برگشت ادامه میدم)
آکانه بعد مدت ها به برنامه برگشت و تصمیم گرفت یک چهره الکی برای خود بسازد پس...
سوالات این پارت:
1️⃣آکانه چرا خودکشی کرد؟
2️⃣دروغی که هیکاری گفت چی بود؟
3️⃣دلیل آکوا برای رفتن به عشق امروزی چی بود؟
در فیلم برداری همه به سمت حیاط رفتند و حرف میزدند که یوکی گفت:هیکاری تو چه نسبتی با آکوا داری؟
هیکاری لبخند زد و گفت: اون داداش بزرگه منه! مگه هوشینو آی رو نمیشنسی؟
یوکی با هیجان گفت: درسته تو و آکوا و خواهر دوقلو آکوا یعنی هوشینو روبی بچه های آی هستید!
آن روز کم کم زمان فیلم برداری تموم شد و آکوا و هیکاری با هم به سمت خانه میرفتن که آکوا آرام پرسید: هیکاری چرا وارد برنامه شدی بدون اینکه به ما بگی!
هیکاری لبخندی زد و گفت: اونی_چان میخواستم غافلگیر بشین همین!
بعد درون هیکاری آرام آماتراسو گفت: هیکاری باید مراقب آکوا باشی تا متوجه حدف ما نشه!
هیکاری آرام در دلش به آماتراسو گفت: نگران نباش من دختر آی هستم پس تو دروغ گفتن ماهرم!
بعد سکوتی بزرگ بینشان افتاد که هردو به خانه رسیدند.
وقتی رسیدند روبی و کانا حمله کردند و با عصبانیت گفتند: خب چرا وارد همچین برنامه ای شدی؟
بعد روبی گفت: اونی_چان حداقل باید به من بگی! هرچی نباشه من خواهرتم! هرچی نباشه من خواهرتم!
بعد کانا گفت: یعنی دوست داری تو دل دخترا جا بشی؟!
آکوا آهی کشید و گفت: بزارین من حرفمو بزنم دلیل قانع کننده دارم! دلیلم اینه که آریما کابوراگی_سان رو میشنسی؟ همون کارگردان امروزم شیرین، اون ازم خواست وارد این برنامه بشم!
بعد از شنیدن این حرف کانا و روبی به هیکاری حمله کردند و همان سوال ها را پرسیدند و هیکاری در جواب گفت: چون میخواستم تو یه برنامه حداقل حضور داشته باشم تا محبوبیتم اوج بگیره!
کانا و روبی بالاخره قانع شدن!
فردا...
روز فیلم برداری...
(چون این صحنه عین خود انیمه آکانه هیت میگیره ناراحت میشه و خودکشی میکنه و آکوا نجاتش میده میگذرونمش و بعد از اینکه آکانه دوباره به برنامه برگشت ادامه میدم)
آکانه بعد مدت ها به برنامه برگشت و تصمیم گرفت یک چهره الکی برای خود بسازد پس...
سوالات این پارت:
1️⃣آکانه چرا خودکشی کرد؟
2️⃣دروغی که هیکاری گفت چی بود؟
3️⃣دلیل آکوا برای رفتن به عشق امروزی چی بود؟
- ۸.۲k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط