{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دورکعت عشق

دورکعت عشق

دفترچه خود را با عجله از جیب بیرون آورد و در آن علامتی زد. از او سوال کردم و علت را خواستم ، ابتدا پاسخ نداد ، بیشتر اصرار کردم ، گفت : " وقتی کار اشتباهی انجام می دهم ، در این دفتر علامت می زنم ."

چند روز قبل از شهادتش ، به طور اتفاقی نگاهم به دفترچه اش دوخته شد ، وسوسه شدم نگاهی به صفحات و علامت ها بیندازم . بیشتر صفحات آن دفتر همانند قلبش سفید و نورانی بود . او اسوه تقوا و اخلاق ، پاسدار مفقود الاثر " #محمدرضا_ایستان " از بچه های گل اندیمشک بود.

#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۳: «راز...

دفترچه سفید🗒دفترچه‌ی کوچکی همیشه همراهش بود. بعضی وقت‌ها با ...

دفترچه سفیددفترچه‌ی کوچکی همیشه همراهش بود. بعضی وقت‌ها با ع...

✍ دفترچه‌ی کوچکی همیشه همراهش بود. بعضی وقت‌ها با عجله از جی...

ادریس علی شاعر کرد زبان

#ذکر_روز_دوشنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شه...

لحظه ای که مادر شهید، عکسی که نباید ببیند را اتفاقی در گوشی ...

🍃مسئولیت‌پذیری با تعهد حداکثری#سبک_زندگی#شهید‌مدافع‌حرم‌مهدی...

ای شهیــــد...راه ادامه دارد ...#شهید‌مدافع‌حرم‌ابراهیم‌عشری...

شادی روح رهبر شهید سید علی خامنه ای صلواتی بفرستیم#لبیک_یامه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط