لئونورا
ویژگی های لئونورا:
همونطور که میدونین پارتنر رافائل هست اما اصلا کیه و کجا و چطوری آشنا شدن.. جفتشون مبارز های زیرزمینی هستن. لئونورا همونطور که گفتم، ۲۷ سالشه (متولد اول ژانویه ) و از بچگی پیش مادرش توی محله فقیرنشین همون شهر رافائل بزرگ شده، اونقدر اوضاعشون بد بوده که لئونورا تصمیم گرفت با وجود دختر بودنش و بدن ضعیفی که داشت، از هر راهی ( راه سالم) پول در بیاره تا خودش و مادرش رو از منجلاب نجات بده.. ورزش های سخت و سنگین انجام داد و تا میتونست کار های پاره وقت بعد مدرسهاش انجام داد، همزمان با اینها ، مدتی هم پیش تاکاشی استاد هنر های رزمی و کار با کاتانا رفت برای همین الان خودش هم توی هنر های رزمی و کار با کاتانا حرف نداره و همچنین بدن قوی و بزرگی ساخته، یه کاتانا داره و دو تا سلاح دیگه که شبیه به قمه هستن ولی مخصوص خودش ساخته شدن، شاید باورتون نشه ولی براشون اسم گذاشته.. نینا و تینا اسم اسلحه هاش هستن.
چهرهش توی عکس مشخصه، قدش ۱۹۰ ئه، بدن بزرگ و ورزیده ای داره ( هشت پک داره ولی مال رافائله شما دست نزنین) ، استایل و رنگ لباس هاش بسته به موقعیت هستن مثلاً مواقع عادی، یه تیشرت و شلوارک ساده رنگ روشن ؛ مهمونی، کت و شلوار رسمی (شاید نشون نده ولی همزمان با اینکه عاشق لباس های مجلسی زنونههست، عاشق کت و شلوار هم هست و ممکنه بپوشه)، موقعی که میره برای مبارزه هم لباسی که توی نقاشی تنش هست, همه ی رنگ ها رو دوست داره و برعکس رافائل عاشق غذای تند و آسیاییه و از شیرینی بدش میاد ( از دوست داران قلیه ماهی تند و ساشیمی بخاطر سفرهایی که داشته) ، اکثر اوقات مهربون و اروم، کاریزماتیک، جدی و گاهی شوخه، ولی اینا فقط تا موقعی هست که وارد یه مبارزه نشده باشه یا کسی به عزیزش (مادرش و رافائل) آسیب نزده باشه چون در اون صورت تا طرف رو بارها نکشه ول نمیکنه ، اگه هم خود رافائل اشتباهی کنه، فقط با نگاه سگ دارش ، اشک و غلط کردمه رافائل رو هم میتونه در بیاره.
چطور آشنا شدن..
وقتی ۲۵ سالش شده بود و تونسته بود به اندازه کافی خودش و مادرش رو بالا بکشه، توی یکی از همون مبارزه های زیرزمینی، وقتی روی صندلیش نشسته بود و داشت تخمه میخورد و مبارزه تماشا میکرد تا نوبتش بشه (دلبسته ی تخمه خربزه)، دید که رافائل چقدر توی مبارزه مثل خودش وحشیانه عمل میکنه، از اونجا که کم تحقیق کرد راجع بهش و سعی کرد کم کم بهش نزدیک بشه (از رافائل یکم بیشتر برونگراست و میتونه کمی احساساتش رو بیشتر و بهتر نشون بده) در قالب گاهی کمک کردن و این داستانا... به همین ترتیب کم کم با هم آشنا شدن و عاشق هم شدن ، تمام.
سوال دیگه ای داشتین توی کامنت ها بپرسین.
همونطور که میدونین پارتنر رافائل هست اما اصلا کیه و کجا و چطوری آشنا شدن.. جفتشون مبارز های زیرزمینی هستن. لئونورا همونطور که گفتم، ۲۷ سالشه (متولد اول ژانویه ) و از بچگی پیش مادرش توی محله فقیرنشین همون شهر رافائل بزرگ شده، اونقدر اوضاعشون بد بوده که لئونورا تصمیم گرفت با وجود دختر بودنش و بدن ضعیفی که داشت، از هر راهی ( راه سالم) پول در بیاره تا خودش و مادرش رو از منجلاب نجات بده.. ورزش های سخت و سنگین انجام داد و تا میتونست کار های پاره وقت بعد مدرسهاش انجام داد، همزمان با اینها ، مدتی هم پیش تاکاشی استاد هنر های رزمی و کار با کاتانا رفت برای همین الان خودش هم توی هنر های رزمی و کار با کاتانا حرف نداره و همچنین بدن قوی و بزرگی ساخته، یه کاتانا داره و دو تا سلاح دیگه که شبیه به قمه هستن ولی مخصوص خودش ساخته شدن، شاید باورتون نشه ولی براشون اسم گذاشته.. نینا و تینا اسم اسلحه هاش هستن.
چهرهش توی عکس مشخصه، قدش ۱۹۰ ئه، بدن بزرگ و ورزیده ای داره ( هشت پک داره ولی مال رافائله شما دست نزنین) ، استایل و رنگ لباس هاش بسته به موقعیت هستن مثلاً مواقع عادی، یه تیشرت و شلوارک ساده رنگ روشن ؛ مهمونی، کت و شلوار رسمی (شاید نشون نده ولی همزمان با اینکه عاشق لباس های مجلسی زنونههست، عاشق کت و شلوار هم هست و ممکنه بپوشه)، موقعی که میره برای مبارزه هم لباسی که توی نقاشی تنش هست, همه ی رنگ ها رو دوست داره و برعکس رافائل عاشق غذای تند و آسیاییه و از شیرینی بدش میاد ( از دوست داران قلیه ماهی تند و ساشیمی بخاطر سفرهایی که داشته) ، اکثر اوقات مهربون و اروم، کاریزماتیک، جدی و گاهی شوخه، ولی اینا فقط تا موقعی هست که وارد یه مبارزه نشده باشه یا کسی به عزیزش (مادرش و رافائل) آسیب نزده باشه چون در اون صورت تا طرف رو بارها نکشه ول نمیکنه ، اگه هم خود رافائل اشتباهی کنه، فقط با نگاه سگ دارش ، اشک و غلط کردمه رافائل رو هم میتونه در بیاره.
چطور آشنا شدن..
وقتی ۲۵ سالش شده بود و تونسته بود به اندازه کافی خودش و مادرش رو بالا بکشه، توی یکی از همون مبارزه های زیرزمینی، وقتی روی صندلیش نشسته بود و داشت تخمه میخورد و مبارزه تماشا میکرد تا نوبتش بشه (دلبسته ی تخمه خربزه)، دید که رافائل چقدر توی مبارزه مثل خودش وحشیانه عمل میکنه، از اونجا که کم تحقیق کرد راجع بهش و سعی کرد کم کم بهش نزدیک بشه (از رافائل یکم بیشتر برونگراست و میتونه کمی احساساتش رو بیشتر و بهتر نشون بده) در قالب گاهی کمک کردن و این داستانا... به همین ترتیب کم کم با هم آشنا شدن و عاشق هم شدن ، تمام.
سوال دیگه ای داشتین توی کامنت ها بپرسین.
- ۹۲۳
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط